پیام زردکوه
گزارش برنامه پیرغار به چشمه مولا ۹۰

تاریخ اجرای برنامه :۶/۳/۹۰

مدت زمان اجرای برنامه : ۱ روز

نام استان : چهارمحال و بختیاری

 

نزدیکترین روستا : ده چشمه

نزدیکترین شهر : فارسان

راهنمای برنامه : آقای خسرو نجات

سرپرست برنامه : آقای ناصر اعتدالی

جلودار برنامه : آقای علیمراد کریمی

گزارش نویش : خانم طاهره جعفری

عقب دار برنامه : آقای سعید فاضلی

تعداد افراد شرکت کننده : ۱۱ نفر

وسیله نقلیه : مینی بوس ده چشمه

در فاصله ۵ کیلومتری جنوب فارسان و ۳۷ کیلومتری جنوب غربی شهرکرد روستای مصفایی به نام ده چشمه وجود دارد ده چشمه همان طور که از نامش پیداست ترکیبی از ده و چشمه است. در این ده، چشمه پر آبی وجود دارد که باعث سرسبزی این ده توریستی گردیده است. آب این چشمه منبع مهم آب آشامیدنی شهر فارسان است. ده چشمه روستایی از توابع شهرستان فارسان که سنگ نوشته معروف مشروطیت به دستور سردار اسعد بختیاری در آن قرار دارد.در این ده می‌توان درختان انبوه که از آب چشمه ده سیراب می‌شوند را دید. این روستا یکی از سر چشمه‌های رود کارون می‌باشد دارای بیش از ۱۰ چشمه بزرگ و چندین چشمه فصلی می باشد .دهی است از دهستان میزدج بخش حومه ٔ شهرستان شهر کرد. آب آن از رودخانه تأمین می شود. راه آن ماشین رو است .روستایی سرسبز و جنگلی که به دلیل طبیعت زیبا و بکر و وجود کتیبه های ارزشمند تاریخی ، در فهرست آثار تاریخی ایران قرار گرفته است . این روستا در فصل های بهار و تابستان ، روزانه پذیرای صدها گردشگر علاقه مند است . روستای ده چشمه  با ارتفاع ۲۰۰۰ متر از سطح دریا ، در جنوب غربی فارسان قرار دارد و از غرب و جنوب به کوه لاخرسان محدود می شود . روستای ده چشمه ، دارای اقلیمی خشک و معتدل است . در بهار و تابستان ، آب و هوای آن ملایم و مطبوع است و زمستان های آن ، سرد و خشک است .طبیعت زیبا ، باغات سرسبز و انبوه و وجود گردشگاه مصفای پیرغار با کتیبه های حک شده بر کوه آن ، قلعه خان و شیرسنگی موجود در روستا ، ده چشمه را به یکی از جذاب ترین روستاهای ولایت چهارمحال و بختیاری تبدیل کرده است . گردشگاه پیرغار در جنوب روستای ده چشمه و در ارتفاعات اطراف روستا واقع شده است . چندین چشمه جوشان از این غار آهکی سرازیر می شود . بر روی قسمتی از کوه ، سه سنگ نبشته به زبان فارسی کنده کاری شده که در آن لشکرکشی سردار اسعد بختیاری به تهران و نقش طوایف بختیاری در انقلاب مشروطه ، شرح داده شده است . درمجموع گردشگاه ” پیرغار ” با چشمه پر آب ، آبشار زیبا و درختان سرسبز در فصول مختلف سال بالاخص بهار و تابستان ، گردشگران و طبیعت دوستان بسیاری را به خود جلب می کند

 

 شمال غرب تا جنوب شرق آن كوههای زردكوه، میلی و هفت چشمه قرار دارند. روستاهای آلیكوه ودشتك نیز در دامنه جنوبی آن واقع شده اند.

اجرای برنامه جمعه ۶/۳/۹۰ :

 

طبق هماهنگی از قبل شده در ساعت ۳۰/۵ دوستان در مسیرهای از قبل تعین شده تجمع و با سوار شدن آخرین نفر در ساعت ۴۵/۵ شهرکرد را در مسیر جنوب غرب ترک نمودیم و بعد از گذشتن از سورشجان در ساعت ۷ به فارسان رسیدیم و در جهت جنوب فارسان به سمت روستای ده چشمه حرکت نمودیم فاصله فارسان تا ده چشمه ۵ کیلومتر می باشد . و در ساعت ۱۵/۷ در کنار آبشار پیرغار از مینی بوس پیاده شدیم و دوستان با برداشن آب در جهت جنوب شرق در انتهای باغات در مسیر پاکوب قرار گرفتیم کمی بالاتر از چشمه پیرغار جلسه معارفه توسط سرپرست برنامه صورت گرفت و آقای نجات به عنوان راهنما ، آقای علیمراد کریمی به عنوان جلودار ، آقای هوشیار اسدی مسئول کمکهای اولیه ، خانم طاهره جعفری گزارش نویس ، آقای سعید فاضل به عنوان عقب دار معرفی شدند . پس از ان همنوردان با نظم در مسیری که دارای شیب آرامی بود حرکت نمود و در ساعت ۲۰/۷ وارد چال نمد شدیم در این منطقه دو سه مسیر که یکی به سمت معدن که در جهت ارتفاع بود می رفت و مسیر پاکوپ پاین تر را ادامه دادیم وگون هاسرسبزی و زیبایی خاصی به دشت داده بودند بعد از مدت کوتاهی از حرکت به تنگ خری زمانی رسیدیم که گله بزی را در حال واکسن زدن بودند و به خاطر این که گله رم نکند کمی ایستادیم و بعد از ۱۰ دقیقه توقف از تنگ گذشتیم ، تنگ دارای صخره و دیواره های کوتاه و شیب نسبتاً طولانی بود که با تراوس کردن و با آرامش از انجا عبور نمودیم و عبور از این تنگ حدود ۲۵ دقیقه طول کشید بعد از عبور از تنگ و قرار گرفتن در ارتفاع در ساعت ۲۰/۸ وارد دره موسی شدیم که دره ای تخت با پاکوب ملایم که مسیر را مشخص می نمود و بعد از ادامه این پاکوب به کنار چاه آب رسیدیم که سه حلقه چاه با فاصله ۱۵-۱۰ متری از هم قرار داشت و دارای آب کافی بود پس در انجا در مسیر تخت جهت صرف صبحانه در ساعت ۰۵/۹ توقف نمودیم . بعد از صرف صبحانه با جمع نمودن وسایل در ساعت ۱۵/۱۰ اماده حرکت شدیم مسیر ما  همچنان در جهت جنوب و گاهاً جنوب غرب بود هوا ملایم و باد خنک و گاهی  با صدای بلبلان همراه می شد . در ساعت ۴۰/۱۰ استراحت کوتاهی داشتیم و بعد از ۱۰ دقیقه استراحت به سمت شیب نسبتأ تندی حرکت نمودیم و در ساعت ۰۵/۱۱ در بالای ارتفاعات ۲۸۵۰ متری رسیدیم که به علت وزش شدید باد ۵ دقیقه بیشتر جهت گرفتن عکس توقف نکردیم و در مقابل خود کوه میلی و سبزه کوه که پوشیده از برف بود قابل مشاهده بود بعد از آن حرکت را به سمت پایین دره قیصری ادامه دادیم . مسیر دارای شیب تند و صخره های ریزشی بود پس گروه با احتیاط و به فاصله کم و با آرامش به سمت پایین حرکت نمود مسیر ما به سمت دره هره خور بود و که بالاخره در ساعت ۲۰/۱۲ به پایین رسیدیم و به سمت چادر یکی از عشایر به نام آقای ترابی حرکت نمودیم و ایشان با گرمی استقبال نمودند  و با دوغ تازه از ما پذیرایی کردند و بعد از ان تشکر از ایشان به سمت باغات و چشمه هره خور در ساعت ۴۰/۱۲ رهسپار شدیم مسیر ما در دشت همواری بود و ساعت ۱۳ به کنار چشمه رسیدیم و در انجا جهت صرف ناهار توقف نمودیم . بعد از صرف ناهار در ساعت ۳۵/ ۱۵ با جمع نمودن وسایل آماده حرکت در جهت جنوب غرب شدیم و ساعت ۴۵/۱۶ به چشمه مولا با امکانات رفاهی ( بهداشتی ) رسیدیم و دوستان بعد از برداشتن اب و کمی  استراحت  در همان مکان جلسه پایانی صورت گرفت و همه دوستان از این که یک روز به یادماندی را در کنار هم سپری کرده بوند رضایت خود را با تشکر از زحمات سرپرست ابراز نمودند و و در ساعت ۱۷ با سوار شدن به مینی بوس به سمت شهرکرد با گذر از آلیکوه – رستم آباد – کاج – جونقان در ساعت ۱۵/۱۸ در شهرکرد برناه پایان یافت و همه دوستان با لذت بردن از یک روز به یادماندنی در کنار هم رهسپار منازل خود شدند .

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱

گزارش برنامه آبشار آب سفید

در ساعت ۴ بامداد شهرکرد را به مقصد گهرو از انجا به سمت قلعه ممکا ترک می کنیم قبل از رسیدن به روستای دوراهان و ایستگاه تنظیم فشار گاز در سمت راست جاده ،به تابلوی کوچکی که روی آن سرپیر نوشته شده است می رسیم جاده خاکی و پر پیچ و خم به طرف روستای سرپیر وجود دارد که حدود ۹ کیلومتر مسافت دارد ، بالاخره ساعت ۶:۵۰ دقیقه به روستای سرپیر می رسیم . در روستای سرپیر تعدادی خانه گلی و اکثراً فرسوده وجود دارد که به نظر می رسد

تعداد کمی در این روستا اقامت دارند همچنین بنای گنبدی موجود در روستا حکایت از این دارد که این روستا ممر یکی از نوادگان امامان بوده است که اعتقاد خاصی به مردم روستا بخشیده است . پس ازجلسه معارفه وتقسیم وظایف گروه بسمت چشمه آب سفید از مسیر پاکوب در جهت جنوب غربی حرکت نمود. مسیر حرکت از روستا به طرف رودخانه درازه رود و موافق حرکت آب که با شیب بسیار تند آغاز می شد شروع می شود که به دلیل شکسته شدن شیب زیاد مسیر پاکوب موجود به صورت مارپیچ می باشد منطقه از نظر پوشش گیاهی و درختان به وجود آمده شامل : بلوط ، بنه ، گون ، انجیر ، بنک ، بادام کوهی ، گردو ، انگور ، انار ، چنار ، خزه ، جلبک آبزی و از نظر زیست جانوری حیواناتی چون : خرس ، گرگ ، خرگوش ، روباه ، شغال ، بز ، پازن در این منطقه زیست می کنند . رودخانه درازه رود از سمت جنوب شرقی به سمت غرب کشیده شده است . که ابتدا با تشکیل رودخانه چشمه چاله قفار ، چشمه ناز ، چشمه علی ، شمس آباد ونک ، گرد بیشه به رودخانه درازه رود و بعد معدن و سپس به کارون بعد به خرشان و در پایان به کارون بزرگ ریخته می شود. ماهی هایی از قبیل قزل آلا ، کپور در این رودخانه زیست می کنند. جهت اجرای یک برنامه ۳ روزه می توان مسیری را انتخاب نمود که از پل کره بست شروع و به معدن ختم می شود مسیر واقعاً زیبا و جالبی خواهد بود . ما در راه با فضله های خرس همچنین تعدادی مارمولک و آفتاب پرست برخورد نمودیم . مسیر حرکت تا کنار رودخانه به علت وجود شیب زیاد و همچنین وجود سنگ ریزه هایی که در پاکوب وجود دارد محل را مقداری لغزنده و سر کرده است که احتیاط کامل باید رعایت شود در روبروی ما و در آن طرف رودخانه کوهی بلند به چشم می خورد که قسمت بالایی آن صخره ای و در قسمت دامنه آن تا رسیدن به کف رودخانه کاملاً شنی می باشد که مسیر پاکوب شکارچیان روی شن ها کاملاً مشهود است. ما در ساعت ۹:۴۵ به تعدادی درخت در کنار رودخانه و همچنین چشمه آب سرد و زلالی رسیدیم قرارشد اینجا به صرف صبحانه بپردازیم ضمناً گروه خوب دنا اصفهان هم به ما ملحق شد در ساعت ۱۰:۲۰ پس از صرف صبحانه به ادامه حرکت پرداختیم پس از چند استراحت کوتاه در میان راه در ساعت ۱۱:۳۵ بالاخره به پل چوبی رسیدیم که روی چشمه پر آبی قرار گرفته بود که به آن چشمه آب سفید گفته می شد و سرور و نشاط به چهره کلیه اعضای گروه نشست و همگی خوشحال شدند . در ساعت ۱۲:۴۵ بود که همگی آماده برگشت شدیم . گروه ابتدا حرکت نموده و سپس گروه دنا پس از حدود ۱۰ دقیقه پشت سر ما به حرکت پرداختند . ساعت ۱۴:۱۰ گروه در همان محلی که صبحانه خورده بودند اطراق کرده و به گرم کردن غذا و خوردن نهار پرداخت . حرکت گروه ها پس از خوردن نهار در ساعت ۱۵ ادامه یافت و سپس در محلی دیگر ساعت ۱۶ هر دو گروه به استراحت حدود ۲۰ دقیقه ای پرداختند سپس گروه ها حرکت کرده و بالاخره در ساعت ۱۷:۱۵ به روستا سرپیر بازگشتیم با اعضای گروه دنا خداحافظی نموده و سوار مینی بوس شده و به بازگشت پرداختیم ، ودر ساعت ۱۹:۳۰ به شهرکرد رسیدیم. افراد شرکت کننده:آقایان امیری-جهانبازی-اعتدالی-ریئسی-کریمی-صالحی-سلیمانی-مشرف-ریاحی-حبیب پور-سلطانی- تجاره (گزارش نویس)-روحانی (سرپرست)

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱

قله سبلان ۹۰

کوه سبلان سبلان (تلفط نام در ترکی آذربایجانی: ساوالان، در تالشی: سفلون)، از کوه‌های مرتفع ایران است که در شمال غرب این کشور و در استان اردبیل قرار دارد. سبلان سومین قله بلند ایران (پس از دماوند و علم‌کوه) و یک کوه آتشفشانی غیرفعال است. ارتفاع قله این کوه ۴۸۱۱ متر است و در بالای قله آن دریاچه کوچکی قرار دارد.

 

سبلان به خاطر آبگرم‌های طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی آلوارس مورد توجه گردشگران است. کوه سبلان در ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی مشگین‌شهر واقع است[۱]. این کوه در طول جغرافیایی ۴۷ درجه و ۵۰ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۸ درجه و ۱۷ دقیقه شمالی قرار گرفته‌است. برای این کوه عظیم ۶۰ کیلومتر طول و ۴۵ کیلومتر پهنا تخمین می‌زنند و سطحی که به وسیله آن در آذربایجان قرار گرفته نزدیک به ۶۰۰۰ کیلومتر مربع است. کوهستان سبلان به طور کلی سه قله معروف دارد، قله بزرگ آن به سلطان مشهور است و دو قله دیگر آن به هرم و کسری مشهورند. کوه سبلان از مجموعه‌ای از ارتفاعات متعدد تشکیل شده که به موازات ارسباران ولی اندکی در شرق آن کشیده شده‌است. امتداد آن شرقی – غربی است و از شرق و شمال و جنوب کوهی به نام قوشه داغ آنرا به رشته کوه ارسباران متصل می‌کند. در جنوب آن کوه بزقوش، که از سمت جنوب غربی به کوهستان سهند مربوط است، کشیده شده‌است. قسمت شرقی کوه سبلان به قله آتشفشان سبلان که در بلندای ۴۸۱۱ متری قرار دارد، منتهی می‌شود. تمام قله‌های سبلان در همهٔ ایام سال پوشیده از یخ و برف‌های دائمی هستند. در جبهه غربی قله سلطان و در کنار جانپناه، سنگی به شکل عقاب به نام قارتال (در ترکی آذربایجانی به معنی عقاب) قراردارد که در طول زمان به نماد سبلان تبدیل شده‌است.این قطعه سنگ به شکل عقابی است که نشسته و سر را به سوی شرق چرخانده‌است. نام این کوه از دو بخش «ساب» و «آلان» تشکیل شده‌است که به ترتیب به معنای «پیام» و «گیرنده» است یعنی «سبلان» به معنی «گیرنده پیام» است صعود به قله سبلان از جبهه اصلی (شمالی) ساده بوده و کوهنوردان معمولی به راحتی صعود تابستانه را در چند ساعت (صبح تا ظهر) انجام می‌دهند. جبهه جنوبی سخت‌ترین راه صعود به این قله می‌باشد که از سنگ‌های بزرگ تشکیل شده‌است. پیست اسکی آلوارس که یکی از مجهزترین پیست‌های اسکی ایران است در این مسیر قرار دارد.   عنوان برنامه: سبلان سرپرست: سعید فاضلی ،زمان اجرای برنامه: ۲۳-۲۴-۲۵-۲۶ارتفاع از سطح دریا ۴۸۱۱مترمدت زمان صعود: ۵ ساعتتعداد افراد شرکت کننده: ۲۷ نفر برنامه ساعت ۱۵ پنج شنبه ۲۳/۴/۹۰ در پارک تهلیجان با سوار شدن همنوردان به اتوبوس شروع شد و پس از گذشتن از شهرهای چالشتر – سامان – نجف آباد در ساعت ۱۶:۳۰ دقیقه منتظر شدیم تا یکی از همنوردان بنام آقای زارع به جمع ما بپیوندد سپس به راه خود ادامه دادیم در ساعت ۱۸ از پلیس راه گذشته و در ساعت ۱۹ جهت استراحت در میمه به مدت ۲۰ دقیقه توقف کردیم تا اینکه در ساعت ۲۰:۳۰ به دلیجان رسیدیم و پس از آن به سلفچگان. تا اینکه در ساعت ۲۲:۲۰ دقیقه در ساوه همنورد دیگری بنام آقای سعید نرگسی سوار شدند در ساعت ۲۳ در پارک ولیعصر ساوه جهت شام و استراحت توقف کرده و در ساعت ۱۲ نیمه شب حرکت کردیم که به دلیل پاره شدن تسمه پروانه ماشین بمدت ۱۵دقیقه مجبور به توقف شدیم و پس از تعویض آن به حرکت خود به سمت بوئین زهرا قزوین و رشت ادامه داده در ساعت ۶:۱۵ در ارم سادات جهت نماز و استراحت توقف ۲۰ دقیقه ای داشتیم در ساعت ۷ صبح پس از راه تالش صومعه سرا را پشت سر گذاشته و در ساعت ۸ صبح صبحانه را داخل اتوبوس خوردیم پس از گذشتن از پلیس راه آستارا – تالش در ساعت ۹ صبح و اردبیل آستارا را در ساعت ۱۰ صبح در ساعت ۱۲ به پلیس راه اردبیل جلفا رسیدیم در ساعت ۱۲:۳۰ از روستای فخر آباد در ساعت ۱۳ در شهر لاهرود در پارک مشرف به امامزاده جهت صرف ناهار توقف کردیم و در ساعت ۱۴:۳۰ مجدداً پس از باطل کردن دفترچه عبور اتوبوس به حرکت خود ادامه دادیم تا اینکه در ساعت ۱۵:۳۰ به یک دو راهی رسیدیم راه سمت راست را انتخاب کرده تا به آخرین قسمت جاده آسفالته منتهی می شد رسیدیم و راه سمت چپ به سوی آب گرم قوتورسوئی منتهی می شد در منطقه شابیل منتظر رسیدن لاندروورها ماندیم و پس از آماده شدن کوله ها سوار بر لندرور مسافت ۲۰ کیلومتری جاده خاکی به جان پناه را به مدت ۴۰ دقیقه طی کردیم تا اینکه در ساعت ۱۶:۳۰ به جان پناه رسیدیم. با رسیدن به جان پناه باران تند همراه با تگرگ شروع به بارش کرد جمعیت زیادی از کوهنوردان در جان پناه بودند و جان پناه در اشغال نیروهای هلال احمر بود و برای بقیه کوهنوردان جایی نداشت بناچار در دل طبیعت چادرها را برپا کرده و پس از قدری استراحت در ساعت ۱۷ جهت هم هوایی گروه اقدام به صعود به ارتفاع ۴۱۰۰ متری نمود که پس از بازگشت از ارتفاع و رفع خستگی و خوردن شام سرپرست زمان بیدار باشی را ساعت ۴ صبح و زمان صعود را ۴:۳۰ اعلام کردند . هوای سرد و مرطوب ارتفاع ما را مجبور به وارد شدن در داخل چادر می کرد ولی چیزی از زیبایی طبیعت کم نمی کرد مهتاب آسمان که گاه رخ نمایی می کرد و گاه در هاله ای از ابرها که در نزدیکی ما قرار می گرفتند نمی کاست. شب سرد بود و پر از سرو صدا گروه های مختلف کوهنوردی با سر و صدا گویی که فقط خود در این طبیعت قرار گرفته اند و افراد دیگری در چادر در نزدیکی آنها به استراحت پرداخته اند وجود ندارد آماده برای صعود به قله می شدند و شاید می خواستند دیگران را از این کار خود آگاه کنند واپسین هیجان خود را بیرون بریزند بهر حال بیش از ۲ ساعتی نتوانستیم استراحت کنیم و بخوابیم ساعت ۴ صبح شنبه ۲۵/۴/۹۰ بیدار شده و پس از آماده کردن کوله حمله و قدری نرمش در ساعت ۴:۳۰ به سمت قله حرکت کردیم سرپرست تیم صعود آقای مهدی حقی – جلودار آقای حبیب امیری – عقب دار آقای سعید رضا مشرف و مسئول فنی آقای محسن رضوی و آقای هوشیار اسدی هم مسئول کمکهای اولیه گروه بودند در تاریکی شب همراه با هیئت لایت به سمت قله راه افتادیم در طول مسیر کوهنوردان زیادی را می دیدی که گه ا هسته و گه تند همراه با شمار ش افراد حرکت می کردند و نور چراغها همچون ماری پیچ و تاب می خورد و بالا می رفت وهر ۱ ساعت حرکت ۱۰ دقیقه توقف می کردیم تا استراحت مختصری کنیم که به ترافیک کوهنوردان برخورد میکردی و با گفتن سلام و خسته نباشید آشنایی مختصری پیدا می کردیم و به مسیر خود ادامه می دادیم مسیر حرکت ما به سمت جنوب بود و از جبهه شمالی به قله صعود می کردیم. هر چه بالاتر می رفتیم عطش رسیدن به قله بیشتر می شد در ساعت ۷ صبح جهت استراحت و صبحانه مختصری توقف کردیم در مسیر به یخچالهای مختلفی می رسیدیم که با حرکت آرام از آنها می گذشتیم سنگ محراب گاهی خود را نشان می داد و گاهی از مواقع در حاله ای از مه فرو می رفت در ساعت ۹ صبح به دریاچه رسیدیم هوای متغیر و سرد بود و کوهنوردان در کنار دریاچه عکس یادگاری می گرفتند در ساعت ۱۰ صبح گروه اقدام به پایین آمدن کردند و پس از حدود ۱۰۰ متری که به پایین آمدیم گویی ۱۰ درجه از شدت سرما کاسته شد و هوا قدری گرم تر شد کل مسیر را پرچم گذاری کرده بودند که باید مسیر خود را از پرچم زرد انتخاب می کردی و حرکت می کردی و پرچم¬های قرمز نشانه خطرو رسیدن به یخچال و دره می باشد که در طول مسیر گروههای هلال احمر جهت کوهنوردان سرگردان حرکت می کردند و گاه با بی سیم به یکدیگر اطلاع می دادند که کوهنوردان را در مسیر رفت و برگشت هدایت کنند در ساعت ۱۳ به جانپناه رسیدیم و پس از صرف ناهار و استراحت در ساعت ۱۴:۳۰ سوار بر لندرورها به قصد پایین حرکت کردیم در ساعت ۱۶ سوار بر اتوبوس به سمت آستارا حرکت کردیم پس از گذشتن از گردنه حیران و رسیدن به آستارا در ساعت ۹ شب تا ۱۲ شب در آستارا جهت صرف شام و دیدار از بازار ساحلی و استراحت در ساحل دریا توقف کرده و سپس سوار اتوبوس شده در ساعت ۶ صبح جهت خرید زیتون در رودبار توقف ۱۵ دقیقه ای داشته و در ساعت ۸ صبح در بوستان رز قزوین تا ۸:۴۰ دقیقه جهت صرف صبحانه توقف کردیم سپس دوباره سوار بر اتوبوس مسیرهای بوئین زهرا ۹:۴۰ دقیقه ساوه – سلفچگان را ادامه دادیم و در ساعت ۱۰:۱۵ در وزوان جهت صرف ناهار در پارکی توقف کرده و در ساعت ۱۶ به سمت اصفهان حرکت کردیم بالاخره در ساعت ۱۹:۲۰ در پارک تهلیجان به انتهای مسیر رسیدیم و در ترافیک سنگینی که در این پارک بدلیل جشن نیمه شعبان برگزار شده بود از اتوبوس پیاده شدیم و برنامه پایان یافت. اسامی افراد شرکت کننده: خانم ها: اکرم فرج زاده، مرجانه صابری، فریبا کاظمیان، مینا صالح پور آقایان: سعید فاضلی، علی مراد کریمی، رضا ریاحی، حبیب امیری، حافظ امیری، هومن بنی طالبی، محمد رنجبر، فریدون رئیسی، ناصر رئیسی، نیما رئیسی، مهدی حقی، کمال نجفی، بهزاد نجفی، عیسی بیگی، محمد دارابی، احمد رضا انصاری، هوشیار اسدی، حجت ا… زارع، امین ارشد ریاحی، سعید نرگسی، سعید رضا مشرف، محسن رضوی، آرش ایزدی فرد تعداد افراد صعود کننده: ۲۳ نفر موارد مصرفی: برانون، سرم قندی نمکی، دگزامتاژون، استامینوفن، بروفن، باند، پماد دیکلوفناک، سرنگ، آمپول پلازیل

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱