پیام زردکوه
گزارش برنامه دوپازنان دزک

موقعیت جغرافیایی دزک شهرستان کیار یکی از بخش استان چهارمحال و بختیاری می باشد . و در قسمت جنوبی مرکز استان یعنی شهرستان شهرکرد واقع شده است. روستای دزک یکی از روستاهای بخش کیار بالاست که نقطه میانی روستاهای دیگر و در ۳۳ کیلومتری جنوب شرق شهرکرد واقع شده است نزدیکترین شهر به این روستا فرخشهر می باشد که فاصله دزک تا فرخشهر ۲۰ کیلومتر است در خصوص وجه تسمیه روستا که در گذشته به نام دژک نام گرفته بود که بر اساس روایتها در ارتفاعات مجاورت روستا در گذشته دژی وجود داشته که اطراف آن خندق عمیقی بوده و همین امر سبب شده تا بعد ها پس از بنای خانه ها در مکان فعلی کم کم نام دزک به این روستا اطلاق گردد

سنگ نبشته های بدست آمده و اسنادی که موجود است تاریخ آن را به قرن ۷ هجری رقم می زند . دزک از قدیمی ترین نقاط تمدن چهارمحال است و مدارکی از جمله قنات ۲۰۰۰ ساله گلینک و حمام قدیمی روستا و شیر های سنگی و مزار نوشته های فراوانی دارد در دوره قاجاریه خوانین بختیاری آنجا را مرکز حکومتی خود قرار داده اند و قلعه امیر مفخم دزک با سابقه ۱۵۰ سال از زیباترین و سالمترین قلعه های استان است دزک جزء منطقه کوهستانی می باشد که از جنوب شرقی روستا تا جنوب غربی به طور کلی کوه و بیابان گسترش یافته که تا اواخر تیر ماه بعضی از نقاط کوه برف مشاهده می شود . کوه های اطراف دزک از شرق و غرب عبارتند از : کوه تاپو ، کوه کر احمد ، دوپازنان ، تنگ بی راه ، گردنه آهنگری ، داس و… در بلند ترین نقطه قله کر احمد غار عمیقی وجود دارد که حدود ۱۱۰ متر عمق دارد که چنین اظهار نظر می کنند که در زمان گذشته به خاطر عدم وجود برق و نبودن یخچال در محیط روستا به دستور خوانین در فصل گرما افرادی به درون غار فرستاده می شده اند تا برای خان برف بیاورند . همجوار روستا ، روستاهای دستگرد امامزاده و سورک و قلعه سلیم می باشد که راه ارتباطی آسفالت است . منابع آب روستابه علت کوهستانی بودن و داشتن ارتفاعات برفگیر در زمستان پوشیده از برف می شود و در تا اواسط تیرماه برف وجود دارد . وجود قنات گِلینک که دارای قدمت دیرینه و آب گوارا و همچنین چشمه های متعددی که در ارتفاعات به صورت دائمی وجود دارد که می توان به چشمه لایه شنی ، دوپازنان ، نعنایی، چهارسنگ که در تمام فصول سال دارای آب می باشد . پوشش گیاهی و جانوری منطقه : با توجه به عامل آب و هوا و خاک مناسب پوشش گیاهی متنوع است که از جمله مخلصه ، برنجاسف ، بابونه ، کتیرا ،تره کوهی ،کنگر ، آویشن و لاله واژگون ، لاله آتشی و همچنین باغات میوه مثل : زرد الو ، سیب ، سنجد ، انگور و غیره … می باشد . در این منطقه به اقتضای محیط جغرافیایی به خاطر صخره ای و صعب العبور بودن ، جایگاه جانورانی مانند : گرگ شغال ، خرگوش ،روباه ، بزکوهی ، مار و انواع پرندگان مثل : عقاب ، دال ، شاهین ، کبک ، سبزقبا می باشد . قلعه دزک : این بنا در شرق روستابا مساحت ۲۰۰۰۰ متر مربع و زیر بنای ۵۰۷۵ متر قرار دارد در میانه ی حیاط در قسمت شمالی پوشیده از درخت می باشد و حوض سنگی بزرگی با طرح ایرانی چند ضلعی قرار دارد که آب آن قبلاً از چشمه های موجود که هم اکنون خشک شده به آب نمای حوض اصلی که در چهارسوی خود صورتکهای انسانی را داراست و از دهانشان آب به فشار به بیرون ریخته می شد وجود دارد و در دو طبقه با ایوانهای شمالی و جنوبی مشرف به بیشه های منتهی به کوهستان توسط لطفعلی خان امیر مفخم بختیاری از خوانین معروف هفت لنگ بختیاری ساخته شده ، طبقه اول قلعه دزک دارای یک هشتی ورودی در وسط است که از طرفین به محموطه بزرگ قلعه منتهی می شود . در طرفین هشتی چهار ایوان قرار دارد که دو ایوان رو به شمال و دو ایوان روبه جنوب قرار گرفته است و شامل چند اتاق و انبار است . طبقه دوم که در هنگام ورود تصاویری از خوانین و بزرگان بختیاری دیده می شود . و اتاقهای طبقه دوم هم اکنون به موزه لباسهای محلی و زیورآلات قدیمی تبدیل شده است و حاشیه بالایی دیوارهای این تالار و اطراف درهای اصلی و ورودی با گچ بریهای قالبی با نقشهایی اسطوره ای از فرشته ، شیر و شکار و گل بوته آذین شده و درهای چوبی معرق با مفتول از جنس چوب گردو می باشد زیبایی خاصی به تالارها و اتاق ها داده ، تالار آئینه که از ۲ میلیون قطعه آئینه در آن به کار رفته است و تصاویری از سوارکاری ، گل و مرغ تزئین و باشکوه است وشباهت زیادی به اتاق آئینه قصرهای ایتالیا دارد و چشم هر بینند های را خیره می کند . اجرای برنامه : برنامه در روز جمعه ۲۳ اردیبهشت ماه در ساعت ۳۰/۵ آغاز و با سوار شدن دوستان در مسیرهای از قبل تعیین شده در ساعت ۰۵/۶ به سمت روستای دزک شهرکرد را در جهت جنوب شرق ترک کردیم و بعد از گذشتن از فرخشهر ، دستگرد امامزاده در ساعت ۴۵/۶ به دزک رسیدیم و جاده کنار قلعه دزک که حاشیه آن پوشیده از درخت سنجد بود را ادامه داده تا وارد جاده خاکی به سمت جنوب شدیم و در ۱۵/۷ در نزدیک قنات گلینک گروه از مینی بوس پیاده شده و سرپرست برنامه ضمن خوش آمد گویی و بعد از انجام نرمش ، معارفه صورت گرفت و آقای هوشیار اسدی به عنوان راهنما ، آقای ناصر اعتدالی به عنوان جلودار ، آقای وحیدر رئیسی به عنوان مسئول فنی ، آقای دکتر رسول رحیمی مسئول کمکهای اولیه ، خانم طاهره جعفری گزارش نویس و آقای سعید فاضلی عقب دار معرفی شدند و با برداشتن وسایل در جهت جنوب به سمت تنگ بی راه در مسیر پاکوپ حرکت کردیم . تنگ بی راه تنگه ایست که در کنار یک دیواره بلند با تیغه ها و شکاف های عمودی قرار گرفته می رسیم و گروه با احتیاط و حمایت بدنی از دیواره بالا رفتند و مسیر آب را ادامه دادند تا اینکه به نقطه ای که آب از حدود ارتفاع ۲۰ متری جاری بود و آبشار کوچکی ایجاد کرده بود در ساعت ۱۰/۸ رسیدیم دوستان در کنار آبشار و زیر درختان موجود در محیط جهت صرف صبحانه توقف نموده هوای بسیار لطیف و خنک و وجود آبشار ، زیبایی خاصی به منطقه داده بود پس از صرف صبحانه در ساعت ۹ با جمع آوری وسایل ادامه مسیر دادیم که پس از گذشتن از صخره ی بلند که نیاز به دست به سنگ داشت ، وارد دشت زیبایی با پوشش گیاهی متنوع و سرسبز شدیم . مسیر حرکت ما دیگر شیب ملایمی داشت و در حال ارتفاع گرفتن بودیم که به در بین تخته سنگها ماری که توجه دوستان را به خود جلب کرده بود وبه درون سوراخی که در کنار تخته سنگ بود خزید ، نظاره گر بودیم بعد از آن ادامه مسیر داده سپس در ساعت ۱۰درکنارچند تکه سنگ به استراحت پرداخته و بعد از استراحت در مسیر پاکوپ که مشخص بود به سمت چشمه رهسپار شیدم و در ساعت ۲۰/۱۰ در ارتفاع ۲۷۰۰ متری در کنار چشمه لاشنی توقف کردیم و بعد از نوشیدن آب و تنقلات دو نفر از دوستان کنار چشمه ماندند و تعدادی کوله پشتی های خود را گذاشته و تعدادی هم با کوله پشتی به سمت شرق در ساعت ۴۰/۱۰آماده حرکت شدیم مسیر حرکت دارای سنگهای ریزشی همراه با شروع باد شدید همراه شده بود و با احتیاط به مسیر خود ادامه دادیم هر از گاهی هم به پشت سر خود نگاهی می کنیم تا بار دیگر دشت زیبا را که دیدنی بود نظاره گر می شدیم . و در ساعت ۵۰/۱۱ به قله کراحمد رسیدیم و به سمت غار رهسپار شدیم و در ساعت ۱۲ به دهانه غار رسیدیم که برف تمام دهادنه و درون غار را در بر گرفته بود بعد از گرفتن چند عکس و لذت دیدن مناطق اطراف در ساعت ۱۰/۱۲ آماده حرکت به سمت پایین شدیم مسیر رفت و برگشت یکی بود پس جهت پایین آمدن به علت شیب تند و وجود سنگهای ریزشی گروه با احتیاط و فاصله کم حرکت کردیم و در ساعت ۴۵/۱۲ در کنار چشمه کرمولاشنی رسیدیم و با نوشیدن آب و استراحت کوتاه وسایل را برداشته و ساعت ۰۵/۱۳ در جهت شرق به سمت چشمه دوپازنان حرکت کردیم و در ساعت ۴۵/۱۳ به کنار چشمه دوپازنان که در کنار آن چناری با قدمت چندصد ساله وجود داشت و در پایین چشمه هم لاله واژگون هایی وجود داشت که در اثر کم آبی در حال خشک شدن بودند جهت صرف ناهار توقف نمودیم و بعد از صرف ناهار و گرفتن عکس در ساعت ۱۵/۱۵ به سمت تنگ آهنگری رهسپار شدیم در طول مسیر حرکت ما چند چشمه که آب گوارایی داشت جهت نوشیدن آب توقف های کوتاهی داشتیم ودر ساعت ۱۰/۱۶ به چشمه چهارسنگی که محلی ها در حال لوله کشی آب آن به سمت باغات پایین بودند رسیدیم و بعد از گذر از تنگ اهنگری در ساعت ۴۰/۱۶ به انتهای تنگ جهت رسیدن مینی بوس توقف نمودیم و در همان مکان جلسه انتقادات و پیشنهادات صورت گرفت و با رسیدن مینی بوس و سوار شدن دوستان در اسعت ۰۵/۱۷ در کنار باغ تنگ آهنگری به سمت دزک حرکت کردیم و در ساعت ۴۰/۱۷ به قلعه دزک جهت بازدید رسیدیم . محوطه شمالی قلعه باشکوه و سرسبز و دیدنی بود که پس از تماشا در ساعت ۱۰/۱۸ با سوار شدن به سمت شهرکرد حرکت کردیم و در ساعت ۱۹ دوستان به سلامت راهی منازل خود شدند و برنامه پایان گرفت . جلسه انتقادات و پیشنهادات : جلسه در تنگ آهنگری در ساعت ۴۵/۱۶ برگزار شد و همه دوستان از سرپرست برنامه به خاطر اجرای برنامه خوب کمال تشکر را نمودند .و انتقادی که صورت گرفت که دوستانی که برنامه را کنسل می کنند از قبل با سرپرست برنامه هماهنگ کنند که در زمان شروع برنامه جهت انتظار کشیدن آنها دوستان معطل نشوند . تعداد افراد شرکت کننده : ۱۲ نفر خانم طاهره جعفری آقایان : آقای علیمراد کریمی –رضا سلطانی – علی نجات – ناصر اعتدالی – سعید فاضل – هوشیار اسدی – رسول رحیمی – وحید رئیسی – سعید مشرف – حسین جهانبازی – روح الله رئیسی

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱

گزارش برنامه چال عروسان

سلام بر کوه ، سلام به چشمه و رود ، سلام به راهیان عاشق کوه خوشبختی یک سفر است نه یک مقصد ، هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد ، زندگی کنید و از حال لذت ببرید . موقعیت جغرافیایی چال عروسان : روستای وانان در ۲۳ کیلومتری غرب شهرکرد و در ۹ کیلومتری غرب سوشجان واقع است جاده ارتباطی : از شهر سورشجان بطرف غرب جاده آسفالته به طول ۹ کیلومتر موقعیت جغرافیایی : از شمال به کوه سنگر ۱ و ۲ ، از جنوب به دره سیر و ارتفاعات چوبین ، از مشرق به ارتفاعات مشرف به چشمه ماهک ، از غرب به ارتفاعات مشرف به تنگ بیدکان پوشش گیاهی منطقه : منطقه دارای درختان جنگلی مانند : ارژن و گون و گیاهان مرتعی می باشد

پوشش جانوری : دارای جانورانی وحشی مثل گرگ ، شغال ، روباه ، خرگوش و پرندگان شکاری مانند عقاب و شاهین و کبک می باشد . اجرای برنامه : جمعه ۲۶/ ۱/۹۰ مسیر حرکت : شهرکرد ، سورشجان و وانان طبق قرار قبلی با همنوردان در ساعت ۲۰/۷ در مسیرهای تعیین شده سوار یک دستگاه مینی بوس به رانندگی آقای فرامرزی شده و بطرف روستای وانان حرکت کردیم ، در ساعت ۵۰/۷ به روستای وانان رسیدیم و از طریق جاده خاکی که بطرف امامزاده امتداد داشت حرکت کردیم و در ساعت ۸ ازمینی بوس پیاده شدیم و بطرف امامزاده حرکت کردیم ، جلسه معارفه در کنار چشمه ای که بالاتر از محوطه امامزاده بود برگزار گردید ، و سرپرست برنامه در مورد چگونگی اجرای برنامه توضیحات لازم را ارائه نمودند و مسئولیتها را به شرح زیر تعیین نمودند : جلودارآقای دکتر بهرام فتاحیان ، عقب دار آقای حسین جهانبازی ، راهنمای برنامه آقای وحید رئیسی ، مسئول فنی آقای وحید رئیسی گروه با جلوداری آقای دکتر قتاحیان بطرف چشمه چراغنا که در قسمت جنوبی امامزاده و در شیب تندی واقع بود حرکت کرده و در ساعت ۹ در کنار چشمه ای که دارای طبیعت با صفایی بود به صرف صبحانه مشغول شدند . پس از صرف صبحانه در ساعت ۱۰ حرکت را در مسیر جنوب غربی در شیب تند شروع کردیم . و از روی سنگها و کناره دیواره ها با اهنگی آرام بطرف چال عروسان حرکت نمودیم . هر چه ارتفاع می گرفتیم سرعت کمتر و نفسها تندتر می شد تا بالاخره پس از یک ساعت به دشت با صفای چال عروسان رسیدیم . واژه چال عروسان : وازه چال عروسان به معنی گود است و به این خاطر است که اطراف آن را کوهها و تپه های نسبتاً بلندی فرا گرفته و دارای دشت وسیعی با چشمه های پرآب می باشد و اما چال عروسان یعنی دشتی یا چالی است که عشایر در فصل بهار و در زمان ییلاق برای دختران و پسران جوان که قصد ازدواج داشتند در همین دشت جشن عروسی برپا می کردند و به همین خاطر این نام معرف دشت گردید . پس از استراحت کوتاهی در کنار چشمه پیاده روی را بطرف تنگ بیدکان شروع نموده و در ساعت ۱۲ در بالای تپه ای که مشرف به تنگ بود توقف نمودیم ، در این نقطه تمام تنگ بیدکان از دور پیداست و چشم انداز بسیار زیبایی دارد و سد بیدکان از دور کاملاً نمایان است پس از تماشای مناظر اطراف و دورنمای تنگ بطرف چال عروس حرکت کرده و در کنار چشمه پس از استراحت و صرف چای در ساعت ۳۰/۱۳ در همان مسیر رفت بطرف چشمه چراغنا حرکت نمودیم و در ساعت ۳۰/۱۴ در کنار چشمه به صرف ناهار مشغول شدیم . و پس از صرف ناهار و استراحت در ساعت ۱۶ حرکت نمودیم و جلسه انتقادات و پیشنهادات را در ساعت ۳۰/۱۶ در محل بیشه زار روستای وانان برگزار کردیم و دوستان از اینکه روز خوبی را در کنار دوستان و همنوردان خود سپری کرده بودند خوشحال و از سرپرست برنامه بخاطر زحمات اجرای برنامه تشکر نمودند . و در ساعت ۱۷ سوار مینی بوس بطرف شهرکرد حرکت نموده و همه با خاطره ای خوش و در کمال سلامت به آغوش خانواده های خود بازگشتند . تعداد افراد شرکت کننده در برنامه : ۱۶ نفر که دو نفر از خانمها ( جهانبازی و حسینی ) پس از صرف صبحانه از ادامه مسیر منصرف شده و با ماشین پراید آقای تجاره به شهرکرد برگشتند . آقایان : آقای دکتربهرام فتاحیان،آقای حسن حبیب پور،آقای علیمرادکریمی،آقای خسروخسروی، آقای محمدرضاریاحی،آقای محمد فتاحی،آقای غلامعلی تجاره،آقای وحیدرئیسی،آقای قاسم بنی طالبی (میهمان)،آقای مهدی فتاحی،آقای مهدی دهقان ،آقای سعید مشرف،آقای حسین جهانبازی،خانم آزادگان

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱

گزارش برنامه نیاکان به کرباسی

برنامه ساعت ۶ صبح ۹/۲/۹۰ با سوار شدن همنوردان از مسیرهای تعیین شده شروع شدو پس از گذشتن از روستاهای وانان – خوی – دیمه – نیاکان در ساعت ۸ در غرب روستای نیاکان از مینی بوس پیاده شدیم و مسیر جاده خاکی را در پیش گرفتیم تا این که در پای چشمه فصل به نام مور جهت صرف صبحانه در ساعت ۹ توقف کردیم

بعد از آن جلسه معارفه تشکیل شد و آقای علی مراد کریمی جلودار و آقای مهدی حقی عقب دار و امین روحی مسئول فنی و خانم مینا صالح پور گزارش نویس انتخاب شدند و در ساعت ۱۰ صبح در سمت غرب حرکت کردیم هوای مطبوع بهاری همراه با صدای پرشروشور پرندگان پیاده روی ما را خاطره انگیز کرده بود . قله کرباسی و پرسیاه درست در سمت جلو ما قرار گرفته بود . تا اینکه در ساعت ۱۱ گروه دو دسته شدند عده ای به طرف یال کوه حرکت کردند و عده ای هم در مسیر پاکوپ در جهت غرب و گاهی هم جنوب غرب حرکت کردیم تا به چشمه ی کرباسی ، چشمه ای که از دل کوه و از عمق یخچال بر می خیزد و عشایر منطقه در گذشته نچندان دور جهت حفظ آب و هدر نرفتن آب مسیر آن را از کرباسی می پوشاندند رسیدیم . مسیر شیبدار بود و به مدت ۱ساعت از روی یخچال مجبور به عبور شدیم که گاه نظم گروه بهم می خورد و عده ای جهت استراحت می نشستند تا رفع خستگی کنند و عده ای هم به برف بازی مشغول می شدند . بر وری برف ردپای خرس و خرگوش دیده می شد .تا اینکه در ساعت ۴۵/۱۳ افراد هم به ما پیوسته که مسیر آنها سخت تر بوده و جهت عبور مجبوربودند با طناب انفرادی در مسیر یخچال حر کت کنند و بعضاً با باد شدیدی در ارتفاع روبرو شده بودند . پس از درست کردن چای و رفع خستگی مسیر رفته را برگشته و در ساعت ۳۰/۱۵ در پای چشمه مور جهت صرف ناهار توقف کردیم و در ساعت ۳۰/۱۶ به حرکت خود ادامه دادیم و مختصری ارتفاع گرفتیم تا به چشمه بوته زار رسیدیم با درست کردن چای به استراحت پرداختیم در مسیر لاله ها ی واژگون که در دل سنگ جا گرفته بودند همراه با علفهای تازه بهانه ی خوبی برای استراحت و گذراندن وقت در کنار این طبیعت زیبا ایجاد می کرد . و بعضاً وسوسه ای برای چیدن و بوئیدن گیاه ایجاد کرده بود . در ساعت ۳۰/۱۷ در مسیر برگشت قرار گرفتیم تا اینکه در ساعت ۱۹ سوار بر مینی بوس شده و همگی از زحمات سرپرست تشکر کردیم و به سمت شهرکرد حرکت کریدم . اسامی افراد شرکت کننده : آقایان : فریدون سلیمانی – علی سلیمانی – محمد فتاحی – محمد فتاحی – علیمراد کریمی – رضا سلطانی – محمد خرم – ابراهیم فرج زاده – مرتضی عظیمیان – مسعود ابراهیمی – امین روحی – سعید مشرف – آرش ایزدفر- فریدون رئیسی – سینا رئیسی – آرش سلیمان – مهدی حقی – مسعود مقیم – علی اصغر کاظمی – ایرج بنی طالبی خانم ها : مرجانه صابری – طاهره جعفری – مینا صالح پور – عصمت آزادگان – محبوبه فتاحی – پروین بهداروند – مزده ابراهیمی – پری ناز کاظمی – ملیحه جلالی

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱

پیمایش کمیته غارنوردی گروه-کوه سنگ سفید تنگ صیاد

کمیته غارنوردی گروه کوهنوردی پیام زردکوه شهرکرد به سرپرستی آقای قاسم فاطمی بعد از تلاش ۲ ساعته که روی دهانه غار تنگه خراجی انجام دادند وموفق نشدند وارد غار شوند(این غار توسط چوپانان مسدود شده است که همنوردان ما هنوز موفق به باز کردن دهانه آن نشده اند) تصمیم گرفتند بر روی غار سنگ سفید منطقه صیاد کار کنند ودر همان روز دریک برنامه شناسایی این چاه غاردرمنطقه تنگ صیاد واقع برکوه سنگ سفید مورد پیمایش قرار گرفت که افراد این کمیته طی سه مرحله فرود ونصب کارگاه به عمق ۹۰ متری زمین دست پیدا کردند . این چاه نیاز به کارگاه وفرود به روش SRTدارد. فرود مرحله اول ۱۵ متر مرحله دوم نیز حدود ۱۵ متر بعد از آن فرود ۵۰ متری در فضای معلق وبعد از آن دهلیزی حدود ۱۲ متر با شیب زیاد وجود داشت وغار مسدود می شد .با توجه به اینکه منطقه تنگ صیاد منطقه حفاظت شده می باشد وورود بدون مجوز ممنوع می باشد به لطف راهنمای محلی آقای محسن خرمیان این مجوز گرفته شد وافراد این کمیته بعد از حدود ۲ ساعت کوهپیمایی به دهانه این غار رسیدند در اثنا ورود به غار نیز یاد همنوردان عزیزمان آقای یوسف سوری نیا(از غارنوردان زبده کشور ) وآقای مهرداد حاجی هاشمی گرامی داشته شد منتظر شرح کامل به همراه عکس باشیددوستان شرکت کننده: آقای قاسم فاطمی-آقای سعید محمدی-آقای عبدالله رحمانی زاده-آقای محسن خرمیان(راهنما)

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱

گزارش برنامه پیرغاربه چشمه مولی

عنوان برنامه : پیر غار به چشمه مولا تاریخ اجرای برنامه :۶/۳/۹۰ مدت زمان اجرای برنامه : ۱ روز نام استان : چهارمحال و بختیاری نزدیکترین روستا : ده چشمه نزدیکترین شهر : فارسان راهنمای برنامه : آقای خسرو نجات سرپرست برنامه : آقای ناصر اعتدالی جلودار برنامه : آقای علیمراد کریمی گزارش نویش : خانم طاهره جعفری عقب دار برنامه : آقای سعید فاضلی تعداد افراد شرکت کننده : ۱۱ نفر وسیله نقلیه : مینی بوس

ده چشمه در فاصله ۵ کیلومتری جنوب فارسان و ۳۷ کیلومتری جنوب غربی شهرکرد روستای مصفایی به نام ده چشمه وجود دارد ده چشمه همان طور که از نامش پیداست ترکیبی از ده و چشمه است. در این ده، چشمه پر آبی وجود دارد که باعث سرسبزی این ده توریستی گردیده است. آب این چشمه منبع مهم آب آشامیدنی شهر فارسان است. ده چشمه روستایی از توابع شهرستان فارسان که سنگ نوشته معروف مشروطیت به دستور سردار اسعد بختیاری در آن قرار دارد.در این ده می‌توان درختان انبوه که از آب چشمه ده سیراب می‌شوند را دید. این روستا یکی از سر چشمه‌های رود کارون می‌باشد دارای بیش از ۱۰ چشمه بزرگ و چندین چشمه فصلی می باشد .دهی است از دهستان میزدج بخش حومه ٔ شهرستان شهر کرد. آب آن از رودخانه تأمین می شود. راه آن ماشین رو است .روستایی سرسبز و جنگلی که به دلیل طبیعت زیبا و بکر و وجود کتیبه های ارزشمند تاریخی ، در فهرست آثار تاریخی ایران قرار گرفته است . این روستا در فصل های بهار و تابستان ، روزانه پذیرای صدها گردشگر علاقه مند است . روستای ده چشمه با ارتفاع ۲۰۰۰ متر از سطح دریا ، در جنوب غربی فارسان قرار دارد و از غرب و جنوب به کوه لاخرسان محدود می شود . روستای ده چشمه ، دارای اقلیمی خشک و معتدل است . در بهار و تابستان ، آب و هوای آن ملایم و مطبوع است و زمستان های آن ، سرد و خشک است .طبیعت زیبا ، باغات سرسبز و انبوه و وجود گردشگاه مصفای پیرغار با کتیبه های حک شده بر کوه آن ، قلعه خان و شیرسنگی موجود در روستا ، ده چشمه را به یکی از جذاب ترین روستاهای ولایت چهارمحال و بختیاری تبدیل کرده است . گردشگاه پیرغار در جنوب روستای ده چشمه و در ارتفاعات اطراف روستا واقع شده است . چندین چشمه جوشان از این غار آهکی سرازیر می شود . بر روی قسمتی از کوه ، سه سنگ نبشته به زبان فارسی کنده کاری شده که در آن لشکرکشی سردار اسعد بختیاری به تهران و نقش طوایف بختیاری در انقلاب مشروطه ، شرح داده شده است . درمجموع گردشگاه ” پیرغار ” با چشمه پر آب ، آبشار زیبا و درختان سرسبز در فصول مختلف سال بالاخص بهار و تابستان ، گردشگران و طبیعت دوستان بسیاری را به خود جلب می کند شمال غرب تا جنوب شرق آن كوههای زردكوه، میلی و هفت چشمه قرار دارند. روستاهای آلیكوه ودشتك نیز در دامنه جنوبی آن واقع شده اند. اجرای برنامه جمعه ۶/۳/۹۰ : طبق هماهنگی از قبل شده در ساعت ۳۰/۵ دوستان در مسیرهای از قبل تعین شده تجمع و با سوار شدن آخرین نفر در ساعت ۴۵/۵ شهرکرد را در مسیر جنوب غرب ترک نمودیم و بعد از گذشتن از سورشجان در ساعت ۷ به فارسان رسیدیم و در جهت جنوب فارسان به سمت روستای ده چشمه حرکت نمودیم فاصله فارسان تا ده چشمه ۵ کیلومتر می باشد . و در ساعت ۱۵/۷ در کنار آبشار پیرغار از مینی بوس پیاده شدیم و دوستان با برداشن آب در جهت جنوب شرق در انتهای باغات در مسیر پاکوب قرار گرفتیم کمی بالاتر از چشمه پیرغار جلسه معارفه توسط سرپرست برنامه صورت گرفت و آقای نجات به عنوان راهنما ، آقای علیمراد کریمی به عنوان جلودار ، آقای هوشیار اسدی مسئول کمکهای اولیه ، خانم طاهره جعفری گزارش نویس ، آقای سعید فاضل به عنوان عقب دار معرفی شدند . پس از ان همنوردان با نظم در مسیری که دارای شیب آرامی بود حرکت نمود و در ساعت ۲۰/۷ وارد چال نمد شدیم در این منطقه دو سه مسیر که یکی به سمت معدن که در جهت ارتفاع بود می رفت و مسیر پاکوپ پاین تر را ادامه دادیم وگون هاسرسبزی و زیبایی خاصی به دشت داده بودند بعد از مدت کوتاهی از حرکت به تنگ خری زمانی رسیدیم که گله بزی را در حال واکسن زدن بودند و به خاطر این که گله رم نکند کمی ایستادیم و بعد از ۱۰ دقیقه توقف از تنگ گذشتیم ، تنگ دارای صخره و دیواره های کوتاه و شیب نسبتاً طولانی بود که با تراوس کردن و با آرامش از انجا عبور نمودیم و عبور از این تنگ حدود ۲۵ دقیقه طول کشید بعد از عبور از تنگ و قرار گرفتن در ارتفاع در ساعت ۲۰/۸ وارد دره موسی شدیم که دره ای تخت با پاکوب ملایم که مسیر را مشخص می نمود و بعد از ادامه این پاکوب به کنار چاه آب رسیدیم که سه حلقه چاه با فاصله ۱۵-۱۰ متری از هم قرار داشت و دارای آب کافی بود پس در انجا در مسیر تخت جهت صرف صبحانه در ساعت ۰۵/۹ توقف نمودیم . بعد از صرف صبحانه با جمع نمودن وسایل در ساعت ۱۵/۱۰ اماده حرکت شدیم مسیر ما همچنان در جهت جنوب و گاهاً جنوب غرب بود هوا ملایم و باد خنک و گاهی با صدای بلبلان همراه می شد . در ساعت ۴۰/۱۰ استراحت کوتاهی داشتیم و بعد از ۱۰ دقیقه استراحت به سمت شیب نسبتأ تندی حرکت نمودیم و در ساعت ۰۵/۱۱ در بالای ارتفاعات ۲۸۵۰ متری رسیدیم که به علت وزش شدید باد ۵ دقیقه بیشتر جهت گرفتن عکس توقف نکردیم و در مقابل خود کوه میلی و سبزه کوه که پوشیده از برف بود قابل مشاهده بود بعد از آن حرکت را به سمت پایین دره قیصری ادامه دادیم . مسیر دارای شیب تند و صخره های ریزشی بود پس گروه با احتیاط و به فاصله کم و با آرامش به سمت پایین حرکت نمود مسیر ما به سمت دره هره خور بود در انتهای دره حره خور لاک پشت کوچکی توجه ما به خود جلب نمود و لاک پشت با دیدن ما به دنبال مکان امنی می گشت و چند عکس از او گرفته و سپس به حال خود رهایش کردیم و ما هم به راه خود ادامه دادیم وبالاخره در ساعت ۲۰/۱۲ به پایین رسیدیم و به سمت چادر یکی از عشایر به نام آقای ترابی حرکت نمودیم و ایشان با گرمی استقبال نمودند و با دوغ تازه از ما پذیرایی کردند و بعد از ان تشکر از ایشان به سمت باغات و چشمه هره خور در ساعت ۴۰/۱۲ رهسپار شدیم مسیر ما در دشت همواری بود و ساعت ۱۳ به کنار چشمه رسیدیم و در انجا جهت صرف ناهار توقف نمودیم . بعد از صرف ناهار در ساعت ۳۵/ ۱۵ با جمع نمودن وسایل آماده حرکت در جهت جنوب غرب شدیم و ساعت ۴۵/۱۶ به چشمه مولا با امکانات رفاهی ( بهداشتی ) رسیدیم و دوستان بعد از برداشتن آب و کمی استراحت در همان مکان جلسه پایانی صورت گرفت و همه دوستان از این که یک روز به یادماندی را در کنار هم سپری کرده بوند رضایت خود را با تشکر از زحمات سرپرست ابراز نمودند و بعد از گرفتن عکس به سمت مینی بوس حرکت کردیم و در ساعت ۱۷ با سوار شدن به مینی بوس به سمت شهرکرد با گذر از آلیکوه – رستم آباد – کاج – جونقان در ساعت ۱۵/۱۸ در شهرکرد برنامه پایان یافت و همه دوستان با لذت بردن از یک روز به یادماندنی در کنار هم رهسپار منازل خود شدند . افراد شرکت کننده : خانم طاهره جعفری آقایان علیمراد کریمی – ناصر اعتدالی – غلامرضا صادقی – غلامرضا روستایی – سیعد فاضلی – مهدی حقی – جعفر جعفریان – نجات – مسعود شفیعی

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱

گزارش برنامه ارسباران

عنوان برنامه : بازدید از قلعه بابک ، روستای اشتبین و گنبد سلطانیه زنجان تاریخ اجرای برنامه : ۱۱ الی ۱۵ خرداد ۹۰ ارتفاع منطقه : ۲۶۰۰ متر مدت زمان اجرای برنامه : ۵/۴ روز استان اجرای برنامه : استان آذربایجان شرقی – زنجان شهرهای مورد بازدید : کلیبر – اشتبین – جلفا – زنجان تعدا افراد شرکت کننده : ۴۵ نفر سرپرست برنامه : آقای رضا ریاحی مسئول تدارکات : آقای سعید مشرف مسئول فنی : آقای وحید رئیسی جلودار برنامه : آقای دکتر بهرام فتاحیان مسئول کمکهای اولیه : آقای دکتر رسول رحیمی مسئول محیط زیست : آقای محمود فتاحی عقب دار برنامه : آقای علیمراد کریمی گزارش نویس : خانم طاهره جعفری

 

موقعیت جغرافیایی کلیبر شهرستان کلیبر با ۳٫۷۰۲ کیلومتر مربع مساحت در ناحیه شمال شرقی استان آذربایجان شرقی واقع شده ‌و مرکز آن شهر کلیبر است. این شهر در ۶۳ کیلومتری شمال غرب اهر، ۲۱۰ کیلومتری شمال شرق تبریز واقع شده‌است و دورترین مرکز شهرستان به مرکز استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود. شهرستان کلیبر یکی از ۱۹ شهرستان استان آذربایجان شرقی می باشد که خود شهرستان دارای سه بخش مرکزی – آبش احمد و خدا آفرین است .کلیبر دارای آب و هوای معتدل کوهستانی بوده و سراسر منطقه را جنگل‌های تنک و مراتع سرسبز پوشانیده و محل ییلاق عشایر دشت مغان و ارسباران(قره داغ) می‌باشد. این شهرستان تحت تأثیر آب و هوای خزری بوده و اغلب اوقات کوهستان های مرتفع را مه غلیظ می‌پوشاند. رود ارس از شمال آن می‌گذرد.. این شهرستان از سمت جنوب با شهرستان‌های اهر و ورزقان و از سمت غرب با شهرستان جلفا هم مرز است. از لحاظ پستی و بلندی این شهرستان منطقه ای كوهستانی بوده و رشته كوه اصلی آن با نام قره داغ دارای قلل متعدد با ارتفاعات متفاوت می باشد بیشتر قلل این رشته كوه در دو شهر اهر – كلیبر واقع شده و تنها قله سایگرم با ارتفاع ۲۷۵۰ متر در این شهرستان قرار دارد. قلل دیگر مانند گشت سر (۲۹۴۰ متر) قاضی بلاغ (۲۷۰۰ متر)، شیور (۲۶۵۲ متر)، سارپارق (۲۸۶۰ متر) و زینقالو (۲۹۰۰ متر) در دو شهرستان اهر و كلیبر استقرار یافته کلیبر در منطقه سرسبز ارسباران واقع شده‌است. سراسر پیرامون این شهر را جنگل‌ها و مراتع سر سبز پوشانده‌است. قلعه بابک این قلعه در ۵ کیلومتری جنوب غربی کلیبر قرار دارد .قلعه جمهور معروف به دژ بابک در ۵۰ کیلومتری شمال شهرستان اهر و در ارتفاعات غربی شعبه ‌ای از رود بزرگ قره سو قرار دارد؛ قلعهٔ بابک که به ‌نام‌ های «قلعهٔ بابک»، «دژ بابک»، «بذ و قلعه جمهور» هم معروف است که مرکب از قلعه و قصری برفراز قله کوهستان به نام قیزقلعه سی ( قله کوهستانی به نام جمهور)در ارتفاع ۲۶۰۰ متری در غرب کلیبر واقع است .در اطراف این قله را از هر طرف دره هایی به عمق ۴۰۰ تا ۶۰۰ متر فرا گرفته است . دژ و مقر سردار تاریخی آذربایجان، بابک خرم‌دین بوده‌است. این قلعه در نزدیکی شهر کلیبر در شمال شرق استان آذربایجان شرقی قرار داردو تنها از یک سو راهی باریک و صعب العبور جهت دسترسی به این قلعه وجود دارد. قلعه بابک دارای ۲ دروازه می باشد . دروازه شمالی و دروازه غربی که اصلی ترین و پر ترددترین دروازه شمالی است که درست روبروی دالان ورودی که یک نفر بسختی می تواند از آنجا بگذرد ، و دروازه غربی به عنوان دروازه فرعی محسوب می شود و از رونق چندانی برخوردار نبود در کل از آثار پی به ماهیت خالقش می بریم یعنی صلابت قلعه و موقعیت آن گواه بر دفاع از وطن خود می باشد كه در هنگام قیام بر علیه دستگاه خلافت عباسی در قرن سوم هجری ساخته شده است. مسافت راه كلیبر به قلعه از ۳ كیلومتر تجاوز نمی كند و به هنگام عبور باید گردنه ها و گذرهی را پشت سر گذاشت. قبل از رسیدن به دروازه قلعه و ورود به بنای مستحكم دژ باید از معبری عبور كرد كه به صورت دالانی از سنگ های منظم طبیعی شکل گرفته و تنها گنجایش عبور ۱ نفر را دارد و دو نفر به سختی می توانند از آن بگذرند. فاصله این معبر تا قلعه در حدود ۲۰۰ متر است . از همین نقطه است كه صعوبت راه و ابهت خاص این قلعه رفیع و موقعیت خیره كننده آن بیننده را به اعجاب وا می دارد. از طریق دو برج دیده بانی در سمت دروازه ورودی قابل رؤیت باشد. برای نفوذ به داخل تنها راه ورود دروازه اصلی است و از كوهستان امكان وارد شدن به قلعه وجود ندارد. مسیری صعب العبور كه از یك سمت مشرف به دره ای است با جنگل های تنگ و ژرفایی در حدود ۴۰۰ متر كه به صورت تیغه و دیواره تا قعر دره ادامه دارد. در تكیه گاه های طبیعی این دیواره ها و چهار جهت بنا چهار جایگاه برای دیده بان ها به صورت نیمه استوانه ساخته شده اند. پس از صعود، برای ورود به دژ اصلی از مدخل دیگری با پلكان هایی نامنظم باید عبور كرد. طرفین مدخل دژ، به وسیله دو ستون كاذب مشخص شده است. بنای دژ كه دو طبقه و سه طبقه است که پس از ورودی قرار گرفته است و پس از آن تالار اصلی وجود دارد كه اطراف آن را هفت اطاق فرا گرفته است، اطاق هایی كه به تالار مركزی راه دارند. در قسمت شرقی دژ تأسیسات دیگری مركب از اطاق ها و آب انبارها ساخته شده است. محوطه داخلی آنها نیز به وسیله نوعی ساروج غیر قابل نفوذ گردیده . در سمت شمال غربی دژ پلكان هایی سرتاسری وجود داشته كه اكنون ویران شده و قسمت هایی از آن بیرون خاك است و تنها راه صعود به بخش های مرتفع تر بناست. به لحاظ سوق الجیشی موقعیت استقرار بنا بر فراز قله به گونه ای ست كه بیست نفر سپاهی قادر بوده اند هجوم یك سپاه صد هزار نفری را مانع شود و تلفاتی هم نداشته باشند . از همین نقطه است كه صعوبت راه و ابهت خاص این قلعه رفیع و موقعیت خیره كننده آن بیننده را به اعجاب وا می دارد. امتداد بصری معبر در نهایت به دروازه قلعه ختم می شود و دقیقا” در راستای آن قرار دارد كه باعث می شود ورود هر تازه وارد و سپاهی و غیره از طریق دو برج دیده بانی در سمت دروازه ورودی قابل رویت باشد. برای نفوذ به داخل تنها راه ورود دروازه اصلی است و از كوهستان امكان وارد شدن به قلعه وجود ندارد . بسیاری از مورخین جایگاه بابك را كوهستان “بذ” نام برده اند و برخی نیز آن را بذین نامیده اند. ” بذ ناحیتی است در میان آذربایجان كه بابك خرمدین در زمان معتصم از آن برخاست” ” شهر بذ كه سپس به جهت خروج بابك خرمدین در آنجا معروف گردید در كنار رود ارس از این سوی نهاده بود . موقعیت جغرافیایی ارسباران ارسباران با مساحتی بالغ بر ۸۰ هزار و ۶۵۴ هكتار روزگاری نه‌چندان دور یكی از مناطق نادر برای گونه‌های كمیاب جانوری محسوب می‌شد. به همین دلیل در شمار مناطق حفاظت شده قرار گرفت. ارسباران یک ناحیه کوهستانی است که در شمال استان آذربایجان شرقی و جنوب رودخانه ارس واقع شده است.این ناحیه سرزمین وسیعی است که از شمال به رود ارس و از مشرق به مشکین شهر و مغان و از جنوب به سراب و اوجان و از مغرب به مرند و تبریز محدود است و شهرستان اهر را در بر می‌گیرد.ارسباران عنوان جدیدی است و درگذشته به آن ناحیه «قره‌داغ» یا «قراجه‌داغ» می‌گفتند. روستای اشتبین: روستای ” اوشتبین”، از توابع بخش سیه رود و دهستان نوجه مهر شهرستان جلفا واقع شده است. این روستا در طول ۴۶ درجه و ۲۹ دقیقه و عرض ۳۸ درجه و ۵۱ دقیقه و ارتفاع ۳۶۲۰ متر از سطح دریا قرار دارد. «اوشتبین» مرکب از دو کلمه «اوش» به معنی عدد سه و «تیبین» به معنی طایفه تشکیل شده است. فاصله روستای “اوشتبین ” از جاده اصلی و مرزی سیه رود – خداآفرین حدود هفت کیلومتر بوده و متشکل از سه آبادی به نام های هراس، سیاوشان و جعفرآباد می باشد. از این رو بنا به شواهد موجود، تمدنی به مراتب بزرگتر و با رونق بیشتری در آن مکان شکل گرفت که بعدها بنام اشتبین نامیده شد. بعدها به همین دلیل از دو روستای دیگر «هراس» و «جعفر آباد» به این روستا کوچ کردند و به رونق این روستا افزودند.اوشتبین ” نمونه ای از روستاهای کوهستانی – میان دره ای محسوب شده .محدوده روستا از نظر تقسیمات آب و هوایی جزء مناطق با اقلیم سرد و دارای زمستان های طولانی بوده و برای چندین ماه از سال پوشیده از برف است. معماری موجود این روستا در برخی بناها مربوط به دوره اشکانیان است بافت” اوشتبین” به واسطه احاطه باغات و سایرعوامل کالبدی نظیر ناهمواری ها، بستر سنگی، شیب تند اراضی و شرایط اقلیمی خاص، کاملا فشرده و فقط در محدوده شمالی روستا امکان توسعه محدود وجود دارد و در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است.اسناد به دست آمده از سنگ نوشته های موجود در روستا تاریخ بنای آن را ۸۴۳ و

هجری قمری نشان می دهند، در زمان های گذشته ، روستای اوشتبین به شکل قلعه بوده و کسی نمی توانسته به آسانی به روستا دسترسی داشته باشد .این روستا در دره ای واقع شده که از سه طرف توسط کوه های بلند احاطه شده و بر اساس منابع تاریخی در بالای هر کوه سنگری بنا شده بوده و این سه سنگر به دلیل احاطه به روستا از لحاظ امنیتی همانند دژی محکم عمل می کردند و به این سان دسترسی دزدان و راهزنان به روستا امری دشوار بود.از دیگر آثار تاریخی مهم روستای ” اوشتبین ” سنگ های سردرخانه هاست که یکی متعلق به خانه آقای سرخای است که متن آن به شرح زیر است:در بالا: امر ببناء هذا العمارت فی الدولت السلطان ابی السلطان شاه محمد خدا بنده خلد الله ملاکه الحق هدایت الله ابن المرحوم مولانا احمد الشیرزادی و در کنگره راست محراب از بالا تا پایین محراباین بیت :ز در درآ و شبستان ما منور کن یا علی دماغ مجلس روحانیان معطر کن به چشم و ابروی ساقی سپرده ام دل و جان یا علی کناره چپ محراب از بالا به پایین: بیا و تماشای طاق و منظر کن یا باقی جز آستان توام در جهان پناهی نیست یا علی سر مرا به جز این در حواله گاهی نیست ” تاریخ سنگ سردر این خانه تاریخی متعلق به ” سرخای ” بین سال های ۹۸۶ و ۹۹۶ هجری قمری بوده و بر بالای این سردر، یک لوح چوبی قرار دارد که در آن بعد از آیه «و ان یکاد» به سنه ۱۲۰۱ هجری قمری اشاره شده است. سنگرهای موجود در کوه های اطراف روستا، آسیاب های آبی و سرستون های چوبی باقیمانده از مسجد قدیمی از دیگر جاذبه های گردشگری و تاریخی روستای زیبای ” اوشتیبین ” هستند.در مورد وجه تسمیه روستا دو روایت موجود است.از مشاهیر این روستا می توان از مرحوم سید ابوالقاسم نباتی نام برد که از موقعیت والایی در ادبیات فارسی و ترکی برخوردار است. در خانه های این روستا معمولا حیاط عملکرد خاصی ندارد و این دهلیز است که به عنوان فضای ارتباطی کار می کند. در اکثریت خانه ها یک درب پایین برای طبقه اول ساختمان موجود است که از آن برای عبور حیوانات استفاده می کنند و یک درب مستقیم به دهلیز باز می شود که در طبقه دوم قرار دارد.در تیپ دوم خانه ها یک درب عمومی وجود دارد که از آن درب هم دامها و هم ساکنان خانه استفاده می کنند.از عناصر معماری خاص این روستا می توان بالکن و یا به گویش خود روستاییان «آرتیرما» را نام برد که فضایی بیرون آمده از بنا است و بر روی معابر قرار گرفته و بر اساس شرایط اقلیمی این منطقه مورد استفاده روستاییان قرار می گیرد.این عنصر از دو جهت باعث آسایش بیشتر اهالی می شود: اول اینکه جلوی تابش زیاد آفتاب تیز تابستان را به درون اتاقها می گیرد و دوم اینکه فضای بادگیر و نسبتا خنکی است که در تابستان مورد استفاده قرار می گیرد.از دیگر عناصر معماری خاص روستا فضایی بنام «بنه گاه» یا « بنا گاه» است و بنا به گفته روستاییان به دلایل امنیتی شکل گرفته است. این قسمت از بنا هیچ روزنه ای به خارج ندارد و فقط از قسمت انتهایی سقف نورگیری می کند. ارتفاع آن تقریبا برابر دوطبقه ساختمان است و چهار ستون چوبی که معمولا دارای سرستونهایی حکاکی شده هستند، سقف هرمی و چوبی آن را نگه می دارند. تزئینات:نرده های زیبا، سرستونهای منقش، ارسی ها و پنجره ها همه از هنر و تمدن والای اهالی این روستا حکایت می کنند. گه ، ما را یاری نموده و با راهنمایی و ارسال گزارشهای خود در تکمیل این پایان نامه سهیم با گنبد سلطایه گنبد سلطانیه، در شهر سلطانیه در استان زنجان قرار دراد و یکی از شاهکارهای معماری دوره اسلامی است این گنبد در حد فاصل سال‌های ۷۰۴ تا ۷۱۲ قمری، به دستور اولجایتو پادشاه مغول، معروف به سلطان محمد خدابنده و با تولیت و نظارت خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی ساخته شده است.سلطانیه، زمانی پایتخت و مسکن شهریاران ایران بوده و امروزه نیز آرامگاه سلطان محمد خدابنده است.گنبد مشهور سلطانیه که از دور به رنگ نیلگون در پهنه دشت فراخ سلطانیه دیده می‌شود، گنبدی عظیم و یک پوشش است که از بی‌نظیرترین گنبدهای یک پوشش زیبا به شمار می‌آید.گنبد سلطانیه از نظر حجم، سبک معماری، رابطه فضاها، تناسبات موجود در اجزای مختلف، ایستایی و مقاومت بنا، و زیبایی‌شناسی و تزیینات، نمونه ای منحصر به فرد و نقطه تحولی در معماری اسلامی به شمار می‌آید.بزرگترین گنبد آجری جهان می باشد .ساخت این بنا ۹ سال بطول انجامیده.الگوی ان مقبره ی سلطان سنجردرمرو می باشد. قطردهانه ی این بنا ۵/۲۵ ارتفاع آن ۵/۴۸ می باشد.بنا ۸ ضلعی می باشد.طول هرضلع ۱۷مترمی باشد.و دارای ایوانهای کوچکی است. چهارشنبه ۱۱/۳/۹۰ ساعت ۴۵/۲۰ سوار بر یک دستگاه اسکانیا شهرکرد را به مقصد تبریز در شمال غربی شهرکرد ترک نمودیم و در اصفهان در ساعت ۳۰/۲۳ در اصفهان دو نفر از دوستان به ما پیوستند وادامه مسیر داده تا اینکه با سوار نمودن ۲ نفر از دوستان در ساوه حرکت خود را به سمت بوئین زهرا و سپس قزوین ادامه داده و در قزوین هم ۳ نفر در ساعت ۳۰/۴ سوار شدند . پنج شنبه ۱۲/۳/۹۰ ساعت ۱۵/۷ وارد استان زنجان شدیم که همزمان با بارش نم نم باران بود . با گذشتن از میانه در ساعت ۲۰/۱۰ وارد بسطان آباد شدیم و بعد از گذشتن از اهر در ساعت ۴۵/۱ با گذشتن از سمت دانشگاه آزاد وارد شهر کلیبر شدیم شهری که تمام دامنه های ان سرسبز و خرم بود با گذشتن از کنار بیمارستان امام خمینی تابلویی که جهت قلعه بابک را نشان می داد را در پیش گرفتیم و با گذشتن از گردنه پر پیچ و خم در ساعت ۳۰/۲ در کنار هتل بابک توقف نمودیم و بعد از صرف ناهار منتظر دوستان راهنمای تبریزی شدیم همه ارتفاعات و جنگل‌های اطراف چشم‌اندازی رویایی و پوشیده‌ از درخت و دشت‌ هم سرسبز بود دور تا دور خود در عمق ۲۰۰ متری جنگلی از درختان آلو، انجیر، آلوچه، سیب، فندق، زغال و گردو وجود دارد و نهرهای كوچك میان جنگل كه از ارتفاعات جاری هستند، از میان این درختان گذشته و به باغ‌های زراعی می‌رسد در ساعت ۱۵/۴ برنامه معارفه صورت گرفت و سرپرست ضمن خوش امد گویی به همه دوستان ، آقای دکتر فتاحیان را به عنوان جلودار – آقای آرش ایزدفر عکاس وفیلمبردار- آقای وحید رئیسی مسئول فنی – آقای سعید مشرف مسئول تدارکات – آقای محمود فتاحی مسئول محیط زیست – آقای دکتر رسول رحیمی مسئول کمکهای اولیه – آقای علیمراد کریمی عقب دار و خانم طاهره جعفری گزارش نویس معرفی شدند بعد از صحبت های سرپرست پیرامون برنامه دوستان گشت و گذری در اطراف نمودند تا اینکه در ساعت ۴۵/۷ دوستان تبریزی از راه رسیدند و هوا کمی سرد بود و به پیشنهاد دوستان تبریزی وسایل را برداشته و کمی پایین تر از هتل بابک در میان درختان در مسیر تختی چادرها را برپا نمودیم که هوا هم کی ابری بود و نم نم باران کمی شروع شد پس دوستان بعد از صرف شام تعدادی دور اتش حلقه زدند و تعدای در چادرها به استراحت پرداختند و سرپرست ساعت ۶ را بیدار باش اعلام نمود . جمعه ۱۳/۳/۹۰ ساعت شش صبح بیدار باش و بعد از خوردن صبحانه دوستان با جمع اوری وسایل به سمت اتوبوس ها حرکت کردند و با گذاشتن وسایل اضافی و تهیه کوله سبک در ۱۵/۷ با راهنمایی پویان از دوستان تبریزی اماده حرکت شدیم سپس از کنار هتل بابک گذشتیم هر چند آغاز مسیر همانند تمام كوه‌های دیگر فقط مسیر صعودی است پس از عبور از مسیر ابتدایی كه پله‌گذاری شده و ما از کنار پله ها عبور نمودیم به دامنه‌های بالای كوه می‌رسیم تعداد پله های موجود در مسیر حدود ۵۲۰ عدد پله های سنگی می باشد . بعد از اینکه در روی یال قرار گرفتیم وارد مسیر پاکوپی می شویم که کسیر قلعه را به دنبال دارد در طول مسیر استراحت های کوتاهی داشتیم که گاهی دوستان با صدای خوش خود ما را فیض می رساندند .مسیر حرکت ما دارای شیب ملایمی بود بعضی از قسمتهای مسیر هم به علت جاری بودن چشمه ای اب کمی سنگها لغزنده بودند و با احتیاط و به ارامی عبور می کردیم . قبل از اینكه به دروازه قلعه برسیم از معبری عبور می‌كنیم كه به صورت دالانی از سنگ‌های منظم شكل گرفته است. این دالان كه به اصطلاح بزرو نامیده می‌شود، فقط گنجایش عبور ۲ نفر را دارد. از این دالان كه بگذریم به کنار چشمه ای می رسیم که دارای آب خنک وگوارایی می باشد و دوستان چند دقیقه ای جهت برداشتن آب و استراحت توقف می کنند . حدود ۲۰۰ متر فاصله تا قلعه باقی است. از همین نقطه است كه سختی راه و جلال و ابهت قلعه، هر بیننده‌ای را دچار حیرت غرورآمیزی می‌كند.تعدادی از دهمنوردان آذری که در پای قلعه به صعود فنی پرداختند و خوش و بشی با انها نموده و مسیر پله ها را ادامه می دهیم حدود یك صد متر ارتفاعی را از میان صخره‌ها صعود می‌كنیم كه باز هم پله‌گذاری شده و صعود از آنجا نیز آسان است. برگرد این ستیغ سنگی،چند قدم بیشتر تا قلعه باقی نمانده است. بازدید کننده گان زیادی را می بینیم از همه نسل – کودک – نوجوان – خانم – آقا – پیر و جوان که به تماشای این قلعه آمده بودند قلعه با هر قدم كه نزدیك می‌شویم بیشتر و بیشتر نمایان می‌شود. ساختمان درونی قلعه با دیوارهای عظیمی كه دور تا دورش را احاطه كرده است .تا اینکه در ساعت ۲۰/۹ به درون قله وارد شدیم و دره مقابل ما چشم‌اندازی رویایی پوشیده‌ از درخت و دشت‌های ارسباران و همچنین کلیبر قابل مشاهده بود . عظمت این قلعه از فراز تیغ دره‌ها و كوه‌ها هر بیننده‌ای را مبهوت می‌كند. در زیرزمین قلعه نیز بقایایی از اصطبل موجود است. بر فراز برج‌های این قلعه كه بایستید، همه ارتفاعات و جنگل‌های اطراف زیر پای شماست و چشم اندازی وسیع از کوههای پوشیده از درخت و دشتهای ارسباران. به راستی كه این قلعه بسیار زیباست. در سال‌های اخیر دیواره‌های در حال ریزش پی‌بندی شده و بخشی از دیواره‌های بنا، تعمیر و دوباره‌در حال باز سازی است.زمانی که به قلعه وارد شدیم تعدادزیادی بازدید کننده را دیدیم که به لهجه آذری در حال شعر خواندن بودند پس دوستان همه نظاره گر زیبایی محسور کننده طبیعت بودند و بعد از گرفتن چند عکس ساعت ۱۰ به سمت پایین در حال حرکت بودیم که گشت نیروی انتظامی توجه ما به خود جلب نمود آنها فرمودند که از تاریخ ۱۲ تیر ماه تا ۱۸ تیر ماه تجمع افراد مجرد امکان پذیر نیست بعد از خداحافظی از انها حرکت به سمت پایین را آغاز نمودیم و با برداشتن آب از سر چشمه و گذر از پله ها که حدود ۳۲۰ عدد بود در ساعت ۲۰/۱۱ نزدیک هتل بابک توقف نمودیم و در ساعت و در کنار آلاچیق ائل بوردی جهت صرف چای توقف کوتاهی نمودیم بعد از خوردن چای در ساعت ۳۰/۱۲ سوار بر اتوبوس شده و به سمت آیناله منطقه ای از جنگلهای ارسباران حرکت نمودیم که ساعت ۴۵/۲ به ابتدای جاده خاکی آیناله رسیدیم و به علت شلوغ بودن منطقه و گل الود بودن جاده امکان رفتن میسر نبود و در همان مکان جهت صرف ناهار توقف نمودیم و بعد از خوردن ناهار به سمت روستای اشتبین در ساعت ۵۰/۳ حرکت کردیم و بعد از گذشتن از جانانلو – عاشقلو در حاشیه رودخانه ارس در ساعت ۱۵/۵ به روستای اشتبین رسیدیم و بازدید از روستا داشتیم که روستا راه ارتباطی خانه ها از طریق پله هایی بود که انها را به هم ارتباط می داد و تعداد این پله ها حدود ۱۸۰ عدد بود و اطراف ان را باغات میوه احاطه کرده بود و روخانه مردانقم از حاشیه ان می گذشت بعد از برداشتن آب در ساعت ۶ به سمت جلفا حرکت کردیم و بعد از گذشتن از نوردوز و بخش سیه رود – مرازاد در ساعت ۴۵/۸ به پارک تفریحی جلفا رسیدیم و در همان مکان چادرها را برپا نمودیم که صدای قارقار کلاغ ها چند ساعتی ادامه داشت و شب را در انجا به صبح رساندیم .ولی عجب شبی را با صدای قارقار کلاغ ها به صبح رسانیدم خودتان قضاوت کنید شنبه ۱۴/۳/۹۰ ساعت ۷ بیدار باش و بعد از خوردن صبحانه دوستان وسایل را جمع اوری نموده و ۳۰/۸ سوار بر ماشین به سمت تبریز حرکت کردیم و و بعد از گذشتن از مرند – صوفیا – در ساعت ۵۰/۱۰ وارد تبریز شهرک ولیعصر شدیم و جهت خرید کمی شیرینی توقف نیم ساعتی داشتیم و بعد از خرید سوار شده و به سمت زنجان حرکت کردیم در ساعت ۵۵/۳ پلیس راه زنجان – تبریز را پشت سر گذاشته و حدود ۳۰ کیلومتر جنوب غرب زنجان در ازاد راه حرکت نمودیم و وارد جاده سلطانیه شدیم و به سمت گنبد سلطانیه رهسپار شدیم و ساعت ۵۰/۴ در مقابل گنبد سلطانیه پیاده شده و بعد از بازدید از گنبد و گرفتن عکس به سمت پارک بسیج سلطانیه جهت صرف ناهار حرکت نمودیم و ۵۰/۵ در پارک توقف نمودیم و ناهار را صرف کردیم و تا ساعت ۱۱ شب در همان مکان ایستادیم و در ساعت ۹ آقای حشمت کمی با صدای خوش در حالی که همه دوستان دورهم جمع شده بودند آرامش خاصی در انها به وجود آورد و در ساعت ۲۰/۱۱ وسایل را جمع نمودیم و رهسپار محلات شدیم. یک شنبه ۱۵/۳/۹۰ نیمه های شب ۵ نفر از دوستان در قزوین از ما جدا شدند و و ما هم عد از گذشتن از ساوه – سلفچگان – دلیجان در ساعت ۶ به محلات رسیدیم و به علت ازدیاد مسفر متاسفانه موفق به گرفتن اب گرم نشدیم و تعدادی از دوستان از استخر آب گرم استفاده کردند و بعد از سوار شدن دوستان ساعت ۴۵/۸ به سمت پارک محلات جهت صرف صبحانه حرکت کردیم و بعد از صرف صبحانه در ساعت ۳۰/۱۰ به سمت شهرکرد حرکت نمودیم و ساعت ۳۰/۲ به شهرکرد صحیح و سالم رسیدیم و همه دوستان روانه منازل خود شدند . افراد شرکت کننده ۱۸ نفر عضور – ۲۷ غیر عضو آقایان دکتر بهرام فتاحیان – سعید مشرف – آرش ایزدفر- محمود فتاحی – محمد فتحی – فریدون سلیمانی – علی سلیمانی – حبیب امیری – حافظ امیری – غلامرضا روستایی – غلامرضا صادقی – رسول رحیمی – مرتضی صانعی – سعید فاضلی – محمد خرم – سهراب خسروی – بهنام خسروی – وحید رئیسی – آرش کوهی – محمد رضا ریاحی – رضا سلطانی – حسن حبیب پور – ایرج بنی طالبی – قاسمی – حسین بلالی – غلامرضا خرازی – سلمان گوهری – شهریار آذری – محمد رنجبر – محمد حشمت – هوشنگ دهقانی – اسعد کوهیان – محمدرضا طاهرزاده – افشین کوهی – خانم ها طاهره جعفری – مینا طالح پور – اکرم فرج زاده – پروین خرم – مرجانه صابری – اعظم فاطمی شکوه خسروی – نسیرین خسروی- شهلا عسگری – زهره محمدپور

 

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱