پیام زردکوه
گزارش برنامه پل خدا آفرین

پیمودن پیاده راه های طولانی فقط با قدمهای کوچک امکان پذیر است وهمین واحد های کوچک هستند که فرد را قادر می سازند تا بلند ترین کوه ها ودورترین مسافت ها را بپیمایند منطقه بازفت در قسمت غرب وجنوب غربی استان واقع شده است واین منطقه دارای پوشش گیاهی بسیار خوب ونسبتا دست نخورده می باشد در ساعت ۱۷:۳۰ گروه سوار بر مینی بوس از شهر کرد خارج شد وپس از عبور از شهر های سورشجان وجونقان وارد تنگ درکش ورکش شدو مناطق آلیکوه ودشتک را پشت سر گذاشت وبعد از گذشتن از منطقه صمصامی به گردنه چری رسید

ودر چشمه گردو به مدت ۱۰ دقیقه گروه استراحت کوتاهی انجام داد در راهدارخانه گردنه چری که تقریباٌ مرزبین بازفت وصمصامی قرار دارد ثبت گردید . وبعد از گذشتن از پیچ وخم های طولانی گردنه چری به منطقه آب نیست رسیدیم وبلاخره در ساعت ۲۰:۱۵ به اولین روستای بازفت ، مورز رسیدیم باهماهنگی که از قبل شده بود اقامت گروه در خانه بهداشت آن روستا انجام گرفت وگروه مشغول استراحت در آن مکان شد .در ساعت ۶ صبح روز پنجشنبه گروه پس از انجام نرمش حرکت را اعاز نمود، مسئولیت افراد قبل از برنامه توسط سرپرست محترم تعییبن شده بود که بدین صورت که آقای ریاحی جلودار وآقای حبیب پور هم عقب دار گروه وآقای شعاعی هم مسئولیت راهنما را داشتند بعد از گذشتن از پل روستای مورز حرکت را به سمت تنگ تلخه دان ادامه دادیم وبعد از مدتی به چشمه تلخدان رسیدیم .وپس از گذشتن از پل چوبی حرکت را به طرف تنگ ادامه دادیم دره دارای آبشار های متعدد ودارای گونه های گیاهی شامل بلوط ، زالزالک وسایر گونه های گرمسیری می باشد ودر ساعت ۹:۳۰ به روستای تلخه دان رسیدیم وگروه مشغول خوردن صبحانه شد وبعد از یک ساعت استراحت حرکت نمودیم بعد از مدتی به چشمه تلخدان رسیدیم . در ساعت ۱۴:۳۰ در اول آبادی سه جوی ناهار خوردیم وبعد از استراحت مختصری به حرکت خود ادامه دادیم وبعد به طرف سه جوی مور ها حرکت کردیم ودر ساعت ۲۰ به چشمه گل سیاه زنگی رسیدیم ودر کمپ که جهت واکسیناسیون عشایر در انجا بر پا بود اقامت نمودیم وصبح جمعه بعد از خوردن صبحانه در ساعت ۸:۴۵ حرکت نمودیم در اینجا جا دارد از آقای فدایی ( پزشک کمپ)به خاطر مهمان نوازی بسیار خوبشان تشکرکنم ، گروه همچنان به حرکت خود ادامه می داد گروه پس از گذشتن از سر آسیاب قدیم به کنار چشمه آسیاب بادام شیرین رسید وپس از برداشتن ونوشیدن کمی آب به راه خود ادامه داده تا به رودخانه رسیدیم که گروه با کمک افراد فنی از آن با سلامت کامل عبور کردند در بین راه به مدرسه عشایری بادام شیرین برخورد نمودیم ، وبعد از کمی حرکت به گردنه بالای پل خدا آفرین رسیدیم وبعد از استراحت کوتاهی ادامه مسیر را در پیش گرفتیم ووارد تنگ زنده به گور شدیم ،عشایر در مسیر ییلاق به قشلاق افراد مسن واز پا افتاده رادر غار های این منطقه نگه می داشتند واین افراد در همانجا فوت می کردندبه این خاطر منطقه به این نام خوانده می شود گروه پس از گذشتن از چشمه ای که در بین مسیر قرار داشت به چشمه دیگری رسیدندو در انجا کمی استراحت نمودند قبل از پل خدا افرین شیب بسیار تندی پیش روی اعضا قرار داشت که آن را با موفقیت طی نمودند وبه پله های که در دل کوه تراشیده شده بودند رسیدند که دوستان فنی کار گاهی زدند ودوستان با حمایت از این قسمت عبور نمودند در ساعت ۱۵:۴۵ گروه مشغول خوردن نهار شد در ساعت ۱۶:۳۰ گروه از پل خداآفرین عبور نمود این پل به خاطر ریزش کوه در زمانهای قدیم ومحوشدن رودخانه برای مسافتی چند کیلومتری به این نام خوانده می شود ، در ساعت ۱۹ به روستای گزستان رسیدیم وپس از طی مسافت ۲ کیلومتری ، اعضای گروه از مینی بوس پیاده وجلسه انتقادات در آنجا برگزار گردید وهمگی از سرپرست برنامه تشکر فراوان نمودند . کوهنوردی فقط فتح یک قله دور دست ورسیدن به آن به هر قیمتی نیست صعود سالم وسلامت وبازگشت سالم تر به خانه اجزاجدایی ناپذیر یک برنامه موفق کوهنوردی هستند که صرفاٌ با دقت نظر، کسب تجربه واحتیاط لازم به دست می آیند .گزارش نویس حسین جهانبازی –سرپرست محسن رضوی

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱

گزارش برنامه غار سراب۸۷

معمولا هر گاه نام استان چهارمحال وبختیاری را بر زبان می آوریم به یاد نقاط تفریحی آن می افتیم وکمتر کسی به یاد زیبایی های می افتد که در دل زمین نهفته اند که غار سراب یکی از آنهاست مسیر شناسی غار : غار دارای سه حفره یا راه ورودی است که اول دارای مجرای خروج آب که در مواقعی که شدت آب کم باشد می توان آز آن عبور کرد .دوم حفره ای در ارتفاع حدود ۱۰ متر بالاتر از مجرای خروج آب که با کار فنی وابزار گذاری می توان به آن دست یافت سوم مجرایی که در فاصله افقی ۱۵ متر وعمودی ۱۰ متر شرقی مجرای خروج آب قرار گرفته وراحت ترین راه ورود به غار است . طول غار حدود ۷۰۰ متر است وغار چون در پایین کوه قرار دارد افقی است واختلاف سطح آن حدود ۴۰ متر است از کف غار نباید برای نوشیدن آّب استفاده کرد زیرا آلوده است –در طول مسیر فلشهای به رنگ قرمز کشیده شده است

شرح برنامه : جمعه ۱۵/۶/۸۷ ساعت ۵ صبح همه دوستان در ایستگاهها حاضربودند ودر ساعت ۵:۳۰ با دو دستگاه مینی بوس شهرکرد را ترک کردیم واز طریق جاده شهرکرد- فارسان راهی روستای امید آباد شدیم در ساعت ۶:۳۰ به شیلات روستای امید آباد رسیدیم وحرکت را در امتداد دره روبه غرب در جهت خلاف جریان آب رودخانه شروع کردیم در ساعت ۷:۱۵ به دهانه غار رسیدیم وبرای صرف صبحانه توقف کردیم ساعت ۸:۱۵ به دستور سرپرست حرکت به طرف دهانه ورودی غار شروع شد در جلسه معارفه که بر گزار گردید آقای رحمانی زاده به عنوان مسئول فنی وجلودار وآقایی جهانبازی هم عقب دار گروه منصوب شد واینجانب ( یوسفی ) به عنوان گزارش نویس وهمچنین مسئول کمک های اولیه تعیین شدم حرکت آغاز گردید پس از عبور ازدهانه غار که ارتفاعی در حدود ۱ متر داشت همگی پشت سر هم به مسیر ادامه دادیم و وارد دهلیزی شدیم که خاک کف آن خاک رس بود وبا شیب ملایم امتداد داشت پس از حدود ۱۰ متر دهلیز تبدیل به دالان می شود که به راحتی می توان در آن ایستاد بعد از ان به راهرویی در سمت چپ می رسیم که از راه اصلی جدا می شود به طرف پایین می رود وبه جریان آبی با شدت زیاد می رسد که همان خروجی آّب غار می باشد برای پیمایش غار باید راه اصلی را در پیش گرفت به فاصله حدود ۱۰۰ متر به تالار اول غار می رسیم کوله پشتی ها را در محل امنی گذاشته وبا حمایت از دیواره ای حدود ۲ متر عبور می کنیم در سمت چپ چاهی با دهانه بزر گ حدود ۵ متر قرار دارد ودر سمت راست یک شیار عمیق قرار دارد . حدود ۲۰ متر جلوتر هم دیواره ای به ارتفاع ۲ متر وجود دارد که به یک سکو منتهی می گردد که آقای رحمانی زاده کارگاه حمایت را برقرار و همگی دوستان با حمایت از آنجا عبور نمودند نفرات در این قسمت یکی یکی وبا احتیاط از آن عبور کردند . بعد از حدود ۴ متر بطرف چپ منحرف می شویم وبه حفره ای می رسیم که به یک دهلیز کوچک می رسد وحدود ۲ متر آنطرف تر دیواره ای به ارتفاع ۱۰متر می باشد که آقای رحمانی زاده به کمک دوستان فنی(آقای حقی-آقای روحی-آقای جمشیدی) کار گاه را برقرار وهمگی دوستان را به پایین هدایت نمودند بعد از آن باید حدود ۵ متر تراورس کنیم که بوسیله طناب ثابتی که رویی دیواره نصب بود همگی تحت حمایت ازآن نقطه عبور کردیم حرکت را ادامه داده وبعد از آن وارد تالار اصلی غار می شویم با سقفی حدود ۱۲ متر وپوشیده از استلاگمیت واسلاگیت های فراوان حرکت را ادامه داه تا به برکه آبی رسیده با عمق حدود ۱ متر که همگی از آن عبور نموده وبه انتهای غار رسیدیم وبعد از ۱ دقیقه سکوت برای شادی روح مرحوم نقدی راه برگشت را در پیش گرفتیم و در ساعت ۳ بعد از ظهر از غار خارج شدیم وبعد از تعویض لیاس ها نهار صرف گردید وجلسه انتقاد وپیشنهاد بر گزار گردید که همگی از زحمات آقای رییسی ورحمانی زاده ودیگر دوستان قدردانی نمودند سوار مینی بوس شده ودر ساعت۱۹ به شهرکرد رسیدیم افراد شرکت کننده : حسین جهانبازی-علی جمشیدی-مهدی حقی-سجاد نوربخش-محسن اسماعیلی-جواد دهقانی-امیر امینی-آرش ایزدی-سلمان کاویانی-کوشا عباسی-فرزاد نکویی-مرتضی تجاره-هاشم بنی طالبی-امین پیشکار-محمد فاطمی-عبدالله رحمانی زاده-سارا آل ابراهیم-شیما روحی-زهرا یوسفی(گزارش نویس) –وحید ریسی( سرپرست)

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱

گزارش برنامه دره نگار

كوهنوردی ورزشی برای رقابت ونشان دادن میزان توانایی افراد به یكددیگر نیست ودر واقع كوهنوردان ،هیچ گاه مانند دیگر ورزشكاران بر سكوی افتخار قرار نمی گیرند، اما رشته های محبت قلبهای كوهنوردان را به یكدیگر پیوند می دهد وباعث می شود كه از لحاظ روحانی به درجات بالایی صعود نمایند . منطقه دره نگار در استان لرستان وشهرستان درود قرار دارد . ویكی از بكرترین وزیبا ترین دره های ایران به حساب می آید .

شرح گزارش : برنامه با سوار شدن افراد شركت كننده در ایستگاه مقرر آغاز گردیدو در ساعت ۱۴:۱۵از شهركرد به سوی درود حركت كردیم . ما با آقای امیر زمانی وبقیه دوستان وهمنوردان خود دیدار كردیم . پس ازكمی استراحت دوباره در ساعت ۱۸:۴۵ به سوی ساختمان محیط بانی چشمه خرم به راه افتادیم .مسیر مارپیچی را كه از دامنه های رشته كوه اشترانكوه می گذشت ودارای شیب نسبتا” زیادی بود ادامه دادیم . در ساعت ۱۹:۲۰ به یك دوراهی رسیدیم وما از سمت چپ مسیر خود را ادامه دادیم تا اندكی بعد به روستای آستانه رسیدیم . پس از عبور از روستا به یك ساختمان محیط زیست رسیدیم درساعت ۲۰ در حالی كه همه كوله هایشان را به دوش داشتند ،به سمت مشرق درمسیر پاكوب به راه افتادیم .. درساعت ۲۱:۳۰ درحالی كه هوا كاملا” تاریك شده بود ،به دره گردو رسیدیم ودر زیر درختان گردو ودر نزدیكی دو چشمه ی آب ،اتراق نمودیم . شب درون دره گردو شام خوردیم وهمانجا خوابیدیم .دراین دره مهتاب چشم انداز زیبایی داشت پنج شنبه صبح بعد از صرف صبحانه در ساعت ۸ ز دره گردو در مسیر پایكوب به راه خود ادامه دادیم ،در حالی كه جویبار آبی در سمت راست ما جریان داشت كه سرچشمه آن همان دو چشمه ی دره گردو بود .درون دره درختان گردو و زبان گنجشك و همچنین ،مو فراوانی وجود داشت . در دیواره های دره درختان انجیر ،بنه و ارژنگ بود . .در ساعت ۸:۳۰ به یك دو راهی رسیدیم كه اگر مسیر رو به جلو را ادامه می دادیم ،به دریاچه گهر می رسیدیم مسیر رو به پایین ما را به سوی سه تنگ می برد .ما از مسیر پایینی حركت خود را ادامه دادیم در ساعت ۸:۴۰ به سه تنگ رسیدیم . با كمی حركت به سوی دره گردو به آبشار زیبایی رسیدیم . در آنجا توقف كردیم ،در ساعت ۹:۱۵ جلسه معارفه در آن جا برگزار گردید .در نزدیكی آبشار تعدادی تیغ ،جوجه تیغی افتاده بود كه خود نشانگر وجود جوجه تیغی در این دره بود . البته به گفته آقای فتاحی جوجه تیغی ها به علت عبور ومرور انسان ها از بالای دره عبور می كنند وبنابراین تیغ هایشان از بالا به داخل دره افتاده اند .از سه تنگ ساعت ۳۰/۹ به طرف دره نگارحركت كردیم ۱۷ بار از عرض رودخانه عبور كردیم .متناوبا” دقایقی درسمت چپ رودخانه ودقایقی نیز درسمت راست آن حركت نمودیم .سرانجام درساعت ۱۲:۸ درمكانی كه آب سفید یا به اصطلاح محلی آب إسپی ازآن می گذشت ،اتراق كردیم . سرچشمه ی آب سفید غاری بود كه از محل اتراق ما ۷۵ دقیقه با پای پیاده فاصله داشت .بعد از آب تنی ، صرف نهار واستراحت ساعت ۱۶:۱۵ مسیر خود را درآب رودخانه كه رفته ، رفته با پیوستن جویبارهای دیگر به آن عمقش زیادتر می شد ، ادامه دادیم .جاهایی كه ما از رودخانه عبور می كردیم ، عمق آب بین ۴۰ تا۸۰ سانتی متر بود .درساعت ۱۷:۲۰ درحالی كه ۶باردیگر از عرض رودخانه عبور كرده بودیم ، درسمت چپ رودخانه مستقرشدیم .ما شاهد آبشار بسیار زیبایی درسمت چپ خود بودیم.با ادامه راه و۲بار دیگر عبوراز عرض رودخانه سر انجام درساعت۱۸ به مكانی تخت در سمت چپ رودخانه رسیدیم و در آن جا اتراق كردیم . دراین نقطه از رودخانه صخره های سنگی در دو طرف آب یك مكان مناسب را برای آب تنی وشنا ایجاد كرده بود .پس اكثر دوستان فرصت را غنیمت شمرده ومشغول شنا شدند .شنا دراین آب زلال وخنك بسیار مسررت بخش بود .شب را در كنار رودخانه گذراندیم ،در حالی كه هیچ اثری از نور مهتاب دیده نمی شد ودر شب فضا كاملا” تاریك بود .بامداد روز بعد پس از صرف صبحانه ساعت ۸ حركت خود را بازهم در مسیر آب رودخانه ادامه دادیم. درساعت ۹ به محلی رسیدیم كه برای آب تنی مكانی كاملا” مناسب بود .پس به تصمیم سرپرست دراین مكان برای آب تنی توقف كردیم . پس از آب تنی در ساعت ۱۰ به حركت خود ادامه دادیم تا در ساعت ۱۰:۳۰ به سنگ بزرگی رسیدیم _در حالی كه در سمت راست رودخانه بودیم_ درسمت شمال دره دیگری وجود داشت به نام ماشگاه كه از این نقطه به خوبی مشاهده می شد . علت نامگذاری آن به نام ماشگاه روییدن ماش دراین دره بود .ادامه مسیر ما در مسیر رودخانه به سوی هوله ور بود .در هوله ور درختان بلوط زیادی وجود داشت كه روستاییان برای تامین سوخت تعدادی از آنان را قطع كرده بودند .بعد از عبور از هوله ور ساعت ۱۱:۴۵ به بیشه بزرگی رسیدیم كه آب زیادی از میان آن جاری بود ۲۰۰ متر قبل از بیشه روستاییان پلی برای عبور دامهای خود از رودخانه ساخته بودند .تقریبا”در تمامی بیشه سایه در درختان تنومند چنار وگردو گسترده شده بود .ساعت ۱۶ از بیشه به سوی روستای طی حركت كردیم .از رودخانه توسط پلی كه حدود ۵/۰ متر عرض داشت واز روی آن لوله آبی به سمت روستا كشیده شده بود ، عبور كردیم . در طرف دیگر رودخانه ۲ دستگاه نیسان برای انتقال ما به درود وجود داشت كه همنوردان درودی زحمت آماده كردن آنها راكشیده بودند . سوار بر ماشین ها برای رسیدن به درود از جاده ی خاكی وباریك عبور كردیم .خوشبختانه بعد از عبور از لنجاباد به جاده آسفالته رسیدیم .چند كیلو متر كه جاده آسفالته را ادامه دادیم ،از باغ های انگور، گردو وزرد آلو گذشتیم .درساعت ۱۸ به شركت آب معدنی اشترانكوه كه در كنار جاده بود رسیدیم . از آنجا شهر درود به خوبی دیده می شد..ساعت ۱۸:۱۰ به مسجدی كه مینی بوس در آنجا توقف كرده بود ،رسیدیم وبعد از سپاسگذاری از دوستان درودی كه زحمات فراوانی را به خاطر ما متحمل شدند وخداحافظی با آنان در ساعت ۱۸:۳۰به سوی شهركرد به راه افتادیم. در ساعت ۲۰ در كنار جاده توقف نمودیم .ودر كنار یك زمین كشاورزی جلسه انتقادات وپیشنهادات را برگزار نمودیم .ضمن تشكر از سرپرست آقای فتاحیان ، عقب دار آقای فاضلی ،عكاس آقای روحی وآقایان سلیمانی وفتاحی كه زحمت جعبه كمك های اولیه را كشیدند . بعد از جلسه انتقادات وپیشنهادات ،ساعت ۲۱ ادامه مسیر دادیم تا در ساعت ۲۳:۳۰ در شهركرد برنامه ما خاتمه یافت . افراد شركت كننده : ، دكتر بهرام فتاحیان ،حسین رضوی ، فریدون سلیمانی ، محمودفتاحی ، محمد فتاحی ، علی مراد كریمی، امینیان ، تاجی ، امیر سلطانی ، سلطانی ، امین روحی ،‌هاشم بنی طالبی (گزارش نویس)، فاضلی ، اسدی ، رسول سلیمان ، نجف محقق ، محسن حسن بخشیان از بابل – احمد عبدالملكیان از اراك وهمنوردان درودی : محراب بهلولی ،جواد احمدی ، بهرام بهلولی ، نیما بهلولی ، امیر زمانی ، علی ساكی

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱

گزارش برنامه کاسه کاسه به شلیل

کوهنوردی ورزشی برای رقابت و نشان دادن میزان توانای جسمی افراد به یکدیگر نیست و در واقع کوهنوردان هیچ گاه مانند دیگر ورزشکاران بر سکوی افتخار قرار نمی گیرند . بلکه رشته های محبت قلبهای کوهنوردان را به یکدیگر پیوند می دهد و باعث می شود که از لحاظ روحی به درجات بالای صعود نماید . کوه هفت چشمه واقع دراستان چهارمحال و بختیاری می باشد . نزدیک ترین روستا به این منطقه سرتنگ است .

در این برنامه ما مسیر خود را از روستای سرتنگ اغاز وبعد از گذشتن از چشمه ریزک و چشمه بلبل غو وتنگ حمزه در انتها به روستای سر تنگ باز گشتیم . شرح گزارش : برنامه در روز شانزدهم آبان ماه سال ۱۳۸۷ با حر کت مینی بوس از شهرکرد در ساعت ۱۰/۱۵ آغاز شد . ما مسیر شهرکرد ناغان ،حیم آباد وسرتنگ را پیمودیم . ساعت ۳۰/۱۸ در حالی که بشدت باران می بارید در ابتدای روستای سر تنگ توقف کردیم . شب را در یکی از خانه های روستا گزراندیم . قرار بود ساعت ۵ صبح مسیر کاسه کاسه به شلیل را طی کنیم . اما باران شدید شب ما را مجبور ساخت برنامه خودرا تعییر دهیم و به پیشنهاد سرپرست محترم مسیر تنگ ریزک به تنگ حمزه را بر گزینیم . ساعت ۱۰/۸ صبح بعد از صرف صبحانه با کوله های سبک به سوی تنگ ریزک حرکت کردیم .در ساعت ۳۰/۸ بعد از گذر از روستا جلسه معارفه برگزارشد . باران شدید شب پیش زمین را کامل خیس کرده بود و گل چسبنده درطول مسیر راه رفتن را برای ما مشکل می ساخت . در ساعت ۱۰/۱۰ برای استراحت دقایقی توقف نمودیم . در پشت سر ما کوه سوخته به خوبی مشخص بود . ساعت ۴۰/۱۰به چشمه ریزک رسیدیم و بعد از نوشیدن آب از چشمه به مسیر خود ادامه دادیم . ساعت ۳۰/۱۱ در مسیر وقتی به پشت سر خود نگاه می کردیم می توانستیم جاده عزیزآباد را به خوبی ببینیم . پوشش گیاهی در مسیر ما بیشتر گون بود . در طول مسیر تعدادی سنگ چین وجود داشت که که گویا عشایر ساخته بودند . سالها پیش در این خطه جنگل های انبوه از درختان بلوط وجود داشته اما اکنون ما این جنگل را تنها در بعضی نقاط و بصورت کم تراکم می بینیم .زمانی حیاط وحش غنی داشته اما اکنون هیچ اثری از خیلی گونه ها از جمله پلنگ را ما این جا نمی بینیم .ما در این مسیر همواره از صحبت های آقای امیر فرهادی که بعنوان راهنما ما را همراهی می کردند بهره مند شدیم . ساعت ۵۰/۱۱ ما توانستیم کوه برف پیر که در سمت چپ ما قرار داشت را ببینیم که اولین برف پاییزه آن را سفید پوش ساخته بود . ۲۵دقیقه بعد به بالای دره لاگل رسیدیم . در آنجا تعدادی اتاقک سنگی قرار داشت که گویا دامداران ساخته بودند . به گفته راهنما ی گروه در این دره زمانی کرفس فراوانی وجود داشت که مردم منطقه از آن استفاده می کردند . ازدره لاگل که به طرف پایین سرازیر شدیم شاهد بارش تگرگ برای دقایقی بودیم . در این دره دمای هوا از دیگر نقاط سردتر بود . در ساعت ۴۰/۱۳ ما به چشمه بلبل غو رسیدیم . و برای صرف نهار همانجا توقف کردیم . بعد از استراحت و صرف نهار در مسیر لوله ای که آب چشمه را به روستای سر تنگ می برد به راه افتادیم . بعد از دقایقی از شروع حرکت بارش باران آغاز شد و افراد گروه را مجبور کرد برای در امان بودن از باران از پانچو و لباس های بارانی خود استفاده کنند . ساعت ۴۵/۱۶ مابه روستای سر تنگ رسیدیم . ضمن تشکر از قربان علی وبرادرش که صمیمانه از ما استقبال کردند و ما را مورد لطف و محبت خود قرار دادند از آنها خداحافظی کردیم . ۱۵ دقیقه بعد سوار بر مینی بوس بسوی شهرکرد حرکت کردیم . ساعت ۱۵/۱۷ جلسه انتقادات و پیشنهادات در مینی بوس بر گزار شد . در این جلسه از زحمات همه افراد به خصوص سرپرست محترم و آقای حبیب پور سپاس گذاری شد . در ساعت ۲۰ با رسیدن مینی بوس به شهرکرد برنامه ما خاتمه یافت . وهمه افراد گروه صحیح وسالم به آغوش خانواده هایشان بازگشتند . در این برنامه ماحدود ۷ ساعت پیاده روی کردیم . به علت خیس بودن زمین برای پیمودن راه توان جسمی زیادی نیاز بود . افراد شرکت کننده در برنامه : آقایان محمود فتاحی ، علیمراد کریمی ، فریدون سلیمانی ، رضا ساطانی ، سعید رضا مشرف ، وحید رئیسی ، حسن حبیب پور ،کریم مرادی وحسین ابراهیمیان ،سعید فاضلی،زیرک پور، احسان آل ابراهیم، رسول سلیمان،امیر فرهادی،هاشم بنی طالبی (گزارش نویس)، دکتر بهرام فتاحیان(سرپرست)

مدیر سایت

۹۵-۰۶-۲۱